خوش آمديد به IRANE AZAD   www.iranliberty.com

جستجو هر مطلب



همه مطالب

صفحــــــه اصلـــــي 

آرشیـــــو مــــاهـــانه 

بهترين هاي سايت

 آرشیـــو موضوعــات
پیـــــوندهـــــــا








تماس با ما


براي فرستادن ايميل كليك كنيد!

azadi_azadi_azadi


موضوع اتفاقی

زنان
[ زنان ]

·زن ایرانی
·پرونده های تجاوز در ایران افزایش
·پدری که دخترش را در تهران زنده به گور کرد
·مادران نسل انقلاب، مادران صلح و آزادی
·روز زن و مبارزات ما
·روز زن در ايران
·خشونت عليه زنان؛ نمونه ها و آمارها
·برابری زنان و مردان
·صيغه؛ مبادله نابرابر يا اسلامی کردن

مقالات

 

آیا تنهاترین راه شورای امنیت است،
جست وخیزهای مضحک مزدوراجاره ای
تأملی بر سیاست مماشات
«شهبانو»ي عمامه‌دار از ايران مي‌آيد!
دردهای مشترک مردم و هنرمندان
سیمای غرورآفرین مردم ایران
اولین شکوفه های بهاری سیاست مماشات
آقای کریمی و برداشتی که از فرهنگ داشت
غزل و مقاله ای نوروزی از پیرایه یغمایی

افسانۀ ُ فیلم سینمائی 300 واقعیّت دردناک امرو
زبان زرگری سیاسی را چگونه بیاموزیم!
شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا 3
آرزوهای برباد رفته !
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع
آقایان وخانمهای اتحادیه اروپا اینجا
آنان که درمورد زندان مینویـــسند ... ... ...
درگذشت پوران بازرگان – نقبی به خاطرات
اتحادیه اروپا و مـــــردم ایـــــران
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 4
انقلابیون سابق و چخ بختیارهای لاحق
داده فـتـوي بـه خـون اهل زمـين
همًه با هم برای حفظ نظام ضدانسانی
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 3
می خواهی دهانت را حسابی گشاد کنی ؟
گفتگوی آبراها میان با بی بی سی
اگراطلس کًنی ترمه بپوشی ،
تأملی بر گفتمان ثبات سازی در رژیم
سـوالاتي بي ربط ، بي جا وبي موقع 2
بقای رژیم آخوندهای بنیادگرا
اعدام واژه‌هاي بيگانه
سرنوشت سعید امامی در انتظار احمدی نژاد
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
سوالي بي ربط، بي جا و بي موقع
  
 دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
 خائن از دشمن بدتر است
در باره ی کج گذاری نخستین خشت
دزد ناشی به کاهدان می زند
 شاه، شاه! و خميني، خميني است!
 ژنو سنگر رویارویی با آخوند های ددمنش
 آغاز پایان رژیم 3
 این دیگه چه خوابی بود ؟
نکاح آسمانی و بیخوابی تاریخی
آغاز پایان رژیم ایران
آغاز پایان رژیم ایران 1
 معمّایِ میلانی در مناسبات آمریکا و آخوندها
 کیست که باید توبه کند؟
 ما از شما نه پول میخواهیم نه سلاح

 جــهـان بر ســر دو راهــی3
 مروارید 16
 رابطه دختر هشترودی با پسر نوح
 در حلقه محبت هابيليان
 نکته ای در باب نمود وماهیت
 تعارض حقوقی میان شعار و عمل
مروارید 15
نه این و نه آن !؟
 بوسه بر نطع خونين زنده خواران ولايت
گزارش نتيجه عمليات
درجواب نامه ای منسوب به الهه

 اندر احوالات یک معرکه گیر مونث
 

 چرا خائنـين از جلادان منفــــورتـــرند؟
 مــذاکـره
 در حاشيه ديدار فريبا هشترودي با مأموران
 مروارید 13
 و بدینسان است که کسی میمرد


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا


ادامه


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا

· شبکه لابی رژیم ایران
و جنبش
ضد جنگ

· شبکه لابی رژیم ایران
و پروژه هسته ای

· شبکه لابی رژیم
و شورای روابط خارجی

· شبکه لابی رژیم
و اردوگاه جهانی ارتجاع

شبکه لابی رژیم ایران و جنبش 2


نوشته و كتابهاي معصومي

 

 

  عبدالعلي معصومي
  محقق و تاريخ شناس

 نوروز, جشن ماندگار
 باده حافظ ـ سجّادة شيخ
 از مشروطه تا مصدّق (چهار خيزش ملّي)
 زنــــــدگيــنــــامة دكتـر شريعتي
 ديدبانان «حقوق بشر», از كارتر تا گري سيك
اعدام واژه‌هاي بيگانه
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
به ياد صادق هدايت 
جمهوري گيلان*

کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین
· تحميلكنندگانِ واقعيِ «جنگ تحميلي»


 
مقالات گزارشی برای " نجات " ملايان
نوشته شده توسطazadi در دوشنبه، 9 خرداد، 1384
ارسال شده توسط: azadi

م.مسعودی

 

گزارشی برای " نجات " ملايان

ازعشق ممنوع  تا خروج ممنوع

 

برای کسانی که هنوز انسانيت ووجدان بشری خود را ارزشمندتراز هرمنفعت مادی ديگری می دانند ، هيچ چيز متعاليتر از آزادی وحقيقت نيست.وگزارش سراپا کذب و دروغ ديده بان "حقوق بشر " برای همه آنهائيکه بنيادگرايان تروريست حاکم بر ايران را تهديد و خطر بالفعل جهانی می دانند چيزی نيست جز گزارشی برای نجات " ملايان " . با اين وصف برای خودم وبا توجه به تجربه شخصی خودم که طی هفت سال ، از نزديک شاهد توطئه های مختلف رژيم آخوندی عليه مجاهدين وجامعه ايرانی پناهنده در خارج ايران بوده ام ، ديدن چنين گزارشی از جانب ديده بان حقوق بشر امر تازه ای نمی باشد ومحتويات آن نيز کپی صد بار کهنه شده ومصرف شده فايل " شيطان سازی و برگرداندن برگ حقوق بشر عليه مقاومت مردم ايران " است که سالهاست  در کشوی ميز دبير خانه شورای امنيت نظام آخوندی جا سازی شده وهر از گاهی برای مصرف چند باره آنرا بطور مسخره ای وبا " عجله " از طريق متحدين ايرانی و غير ايرانی خود آنتنی می کنند. در همين رابطه برای روشن شدن افکار عمومی وانسانهای شريفی  که حاضر به ذبح حقيقت در پای مصالح حقير نيستند ، وميان جلادان فاشيسم مذهبی تروريستی ملايان حاکم از يک طرف و مردم وقربانيان آن از طرف ديگر جانب مقاومت ومردم را می گيرند ،توجه شما را به ذکر نکاتی که حاصل هفت سال تجربه مادی خودم از مشاهده توطئه ها و نحوه برنامه ريزی و اجرای آنها توسط وابستگان رژيم آخوندی است  جلب می کنم ...



1-صاحب و نگارنده اصلی  سناريوی نقض حقوق بشر در درون مجاهدين وحتی ديگر نيروهای مخالف رژيم کسی جز رژيم آخوندی وارگانهای مخوف و تروريست وابسته به آن نبوده ونيست ، زيرا بعضا مزدورانی که اين سناريو را تکرار می کنند ، نظير عزتی ، مهدی خوشحال ، سبحانی کريم حقی  ، ادهم طيبی و مسعود خدابنده ، مهدی خلج وادوارد ترمديان و.... سالها بعد از طرح اين دعاوی توسط رژيم به صفوف مجاهدين پيوسته اند وسن فعاليت سياسی آنها در چهارچوب اين مقاومت بمراتب کمتر از قدمت سناريو می باشد .در نتيجه هيچکدام از آنها صاحب اصلی ادعاهای خود نمی باشند بلکه پس از بخدمت گرفته شدن اشان توسط رژيم ملايان به چنين ادعاهايی روی آورده اند.و تا روزی هم که رژيم حاکم است هر کسی را که بتواند بمزدوری بکشاند حتما بنحوی اين سناريو را بايد تکرار کند. حتی اگر هيچگاه در عراق هم نبوده باشد ، نظير جعفر بقال نژاد و بهمن راستگو.

2-  بعد از رسوائی ترور مخالفان رژيم در خارج از کشور که توسط ارگانهای سازمان يافته امنيتی آن که از سال 80 تا اواخر سالهای 90 با جرا درآمد تقريبا تمامی طرحها و توطئه هايی  راکه رژيم آخوندی می خواهد عليه مجاهدين وپناهندگان ايرانی در خارج ، عملی کند ، می بايستی با تاييد شورای امنيت رژيم و با تصميم فقط اين نهاد همراه باشد . زيرا سران اصلی تمامی جناحها در آن حضور دارند و در نتيجه مسئوليت عواقب آن را نيز همگی بعهده می گيرند.همچنين رژيم خمينی در راستای پيشبرد توطئه های خود عليه مقاومت مردم ايران ، بويژه در خارج کشور، راه زدوبند وتقويت سياست استمالت از آخوندها توسط دول غربی ( بشکل دادن باجهای کلان اقتصادی) را شرط ضروری اين کار می دانست وبه اين خاطر سعی نمود که در اين رابطه از کوچکترين ضديت و مخالفت با مجاهدين و شورا استفاده نمايد . وخط پاشاندن شورا را بطور جدی دنبال نموده است. از طرف ديگر بدليل حضور گسترده و افشاگرانه مقاومت و جامعه مخالفان و پناهندگان ايرانی در خارج ، ديپلماسی شيطان سازی و برگرداندن برگ حقوق بشر عليه مجاهدين وشورا را قويا در دستور کار خود قرار داده وبهترين ابزار را نيز در استخدام وبخدمت گرفتن بريده گان و يا کسانی که با آنها عهد اخوت داشته  ديد. در اين ميان بريده گان از مجاهدين و يا نفوذ ی های خود در صفوف مقاومت را به بقيه افراد ترجيح می داد.يادم می آيد که خواجه نوری مامور وقت رژيم در آمريکا در يک تماس تلفنی تاکيد می کرد که " ارزش يک بريده از مجاهدين از هزار نفر از قبيل بنی صدر و خان بابا تهرانی و امثالهم برای مقابله با مجاهدين و شورا ، بيشتر است."

نکته ديگر اينکه با توجه به حساسيتهای بين المللی در باره فعاليت های سرويس های امنيتی واطلاعاتی رژيم که در اروپا وامريکا وجود دارد ، شورای امنيت برای هر مورد از طرحهای مذکور تمامی جوانب آن و راههای خروج از آن در صورت لو رفتن ويا شکست را بررسی نموده وبا توجه به نياز و ضرورت آن تصميم می گيرد . لذا تهيه گزارش واجرای پروژه ديده بان حقوق بشر ، از نظر سطح تصميم گيری در رژيم اساسا نه در سطح وزارت اطلاعات بلکه بطور ويژه در شورای امنيت رژيم بسته می شود ، زيرا بايد عواقب آن را که " در گام اول بی اعتبار شدن و از نظر سياسی قربانی شدن سازمان مذکور است " را نيز بپذيرد. کما اينکه در نيمه دوم سالهای 90 ، همين سناريو را ديده بان حقوق بشر توسط خانم الهه ايکس تا مرحله انجام مصاحبه با همين افراد نظير کريم حقی ، احمد شمس ، مهدی خوشحال و بهمن راستگو جلو برده بود که با توجه به اين که رژيم سناريو را ضعيف ارزيابی کرده بود ، از ادامه آن وانتشار آن جلوگيری کرد يعنی تشخيص داد که" بصرفه رژيم نيست که در آن موعد ديده بان حقوق بشر را اين قدر مفت از دست بدهد." بخصوص که دادگاه ميکونوس در خارج و قتلهای زنجيره ای در داخل نيز حسابی پته رژيم را روی آب انداخته بودند.اما پنداری بحران های ناعلاج رژيم رو به سقوط آخوندی به جائی رسيده که در عرض کمتر از دو ماه نه تنها 50 تن از مزدوران تمام وقت خود را در برابر ديده مردم شريف فرانسه سوزاند و قربانی کرد ، بلکه حتی ديگر پشيزی هم برای اعتبار و نام ديده بان حقوق بشر ارزش قائل نيست وآنرا در برابر افکار جهانيان اين چنين از نظر سياسی سر می برد. لابد " ضرورت ونياز به آن حد رسيده و در مقايسه با سالهای قبل از جنگ عراق اوضاع رژيم خيلی بدتر شده است ".

 

3- اصولا طی سالهائی که من از نزديک شاهد متدها و شيوه کار رژيم خمينی عليه مقاومت ايران بوده ام ، مسئله ثابت بودن محورها و مواد اصلی سناريو و پروژه های آن عليه مقاومت است و صرفا اسامی مزدوران عوض می شد که با توجه به توانمندی مامور مربوطه در اجرای طرح و سناريوی مورد نظر، وشکل آن بصورت سناريوی فرد مذبور تنظيم می گرديد.در نتيجه نمونه هائی هم بود که بدليل بی سوادی مزدور مربوطه وعدم توانائی در نوشتن مقاله يا اطلاعيه مورد نظر وزارت اطلاعات برای اعلام جدائی از مجاهدين و شورا ، اساسا متون مذکور از قبل بوسيله رابطين آنها در وزارت اطلاعات برايشان ارسال يا به آنها ديکته می شد نمونه هائی مثل حسن عزيزی که اصلا متن اعلام جدائی او از مقاومت را ناصر خواجه نوری از آمريکا بصورت تلفنی برايش خوانده وبعد هم تايپ شده آن توسط ديگر نفرات رژيم جهت امضاء به او ابلاغ گرديد. البته مدت کوتاهی بعد از آن نيز به ايران برگشت. ويا مورد آخرين دسته مزدوران اعزام شده رژيم به اروپا نظير جواهری يار و ادوارد ترموديان بود که حتی اطلاعيه اعلام جدائی آنها دست خودشان نبود بلکه دست سر گروه آنها محمد حسين سبحانی بود واو نيز خودش متن را تايپ شده از نفر مافوق خودش در شبکه اجرای" پروژه جداشدگان از مجاهدين" گرفته بود که وقتی آنرا جهت تايپ مجدد بمن داده بود وخواهش کرد که اين کار رابرايش انجام دهم ، بعد از دو روزکه از دادن متن بمن می گذشت، بدليل اينکه طر ح اعلام جدائی آن دو نفر ، از طرف رژيم به تاخير افتاده بود  ، بمن زنگ زد وگفت که از تايپ آن تا اطلاع ثانوی خوداری کنم.

نمونه ديگری که می توان گفت اين استکه ، در جريان اوج گيری تضاد های داخلی رژيم که بعد از خاتمی شدت بيشتری پيدا نموده بود ، در جريان مسافرت افراد وابسته به باند خاتمی به خارج برای تبليغ " مدره بودن خاتمی" ( در همان موقع تمام اصلاح طلبی  خاتمی حول سه محور، تسريع و مخفی کاری هرچه بيشتردر زمينه دستيابی رژيم به بمب اتمی با اتکاء به بازار سياه تکنولوژی اتمی ، سرکوب جنبش آزاديخواهی جوانان و دانشجويان ايران در داخل ، انجام زدوبند با دول غربی برای وارد کردن نام مجاهدين وشورا در ليست سياه تروريستی خلاصه می شد.) ، آنها سعی می کردند که از ميان فعالان ضد شورا ومجاهدين برای حمايت و همکاری با باند خاتمی عضو گيری نمايند ،در نتيجه بدليل تضادهای داخلی رژيم و جناحهای آن اين افراد سعی می نمودند که ارتباطات و تماسهای آنها با نفرات خارج کشوری در خفا و بدور از اطلاع جناح رقيب باشد ، در يک مورد از اين تماسها که با فردی بنام تهرانی گرفته و به خانه او نيز رفته ومهمان شده بودند ، کريم حقی که در آن زمان در ارتباط با تهرانی قرار داشت از مسئله باخبر شده وعليرغم تاکيد تهرانی مبنی بر علنی نکردن داستان ، کريم حقی که گويا به باند ديگری وصل بود بلافاصله خبر مذکور را پس از انتقال به طرفهای خود ، در نشريه ای که تماما خطوط و جهت گيريهای ضد مجاهدين وشورا را از رژيم می گرفت و با هزينه هايی که به ادعای او يک " مهندسی  " از انگليس تقبل می نمايد ، چاپ نمود ، که در بازگشت بعضی اين افراد به ايران، جناح رقيب خاتمی ( خامنه ای و رفسنجانی)، آنها را توبيخ نمود ند.

باز هم نمونه ای ديگر،اما اين نمونه را تيتر ويا بخشی از تيتری که شما برای گزارش خود برگزيده ايد ، به خاطرم آورد.عنوان " خروج ممنوع " ومحتوای گزارش شما مرا ياد يک کتابی انداخت بنام "عشق ممنوع"   که حدود 7 يا 8 سال پيش بناگاه با يک چاپ و کاغذ گران و طرح روی جلد حرفه ای ، در بعضی از کتابفروشی ها پيدا شد ، همزمان همين کتاب به چند زبان ترجمه و برای جاهای مختلف ارسال می گرديد . نويسنده آن در ظاهر هم يکی از بريده گان از مجاهدين بود که تا آنموقع بصورت فعال در پروژه های رژيم عليه مقاومت ايران در خارج شرکت داشت . اما نکته جالب اين جاست که وقتی همان زمان از بظاهر نويسنده کتاب "عشق ممنوع "پرسيدم که آيا شما چنين کتابی نوشته ومنتشر کرده ايد ؟ در کمال ناباوری من وخودش گفت که " اصلا روحش هم از آن و وجود چنين کتابی خبر ندارد " وی اضافه نمود که " اين کار رژيم است و تمام مطالب و مقالاتی را که کس ديگری بنام او نوشته ودر جاهای مختلف نيز چاپ کرده را در يک فرم واديت جديد و با دستکاری آن بعنوان يک کتاب چاپ کرده ومنتشر نموده است. " از نظر محتوی ، گزارش شما تقريبا ،  تمام محورهای اصلی آن کتاب نوشته نشده ولی منتشر شده وزارت اطلاعات را  شامل می شود ، راستی با توجه به تجربه فردی و شناختی که شخصا از روش های  بکار گرفته شده رژيم آخوندی عليه مقاومت ايران دارم ، از شماسئوال میکنم که صاحب ونگارنده اصلی گزارش کذائی شما کيست ؟؟!

4- برای اطلاع همه وجدانهای بيدار بعرض می رسانم که پس از" مرده شدن" سعيد امامی معاون ارشد وزارت اطلاعات و معتمدترين  و نزديکترين فرد به رفسنجانی و خامنه ای که در جريان قتلهای زنجيرهای دست داشت و می بايستی برای جلوگيری از رو شدن دست رهبران اصلی رژيم در آن جنايتها از ميان برداشته می شد، ديگر هيچکدام از اين مزدورانی که شما مدعی تماس تلفنی با آنها هستيد اجازه شرکت در هيچگونه اجتماعی که در آن مخالفت با رژيم وجهه غالب باشد نداشته وندارندو در تماس بعدی از آنها بپرسيد که تا بحال در کدام تظاهرات ضد رژيم وبرای دفاع از مردم و حقوق آنها و تغيير رژيم شرکت داشته اند . نام و تاريخ و موضوع تجمع را فراموش نکنيد. خيلی از شاهدين شما برای اولين بار در يک تجمع شرکت نموده اند وآن هم تجمع برپا شده وزارت اطلاعات عليه قربانيان رژيم وپناهندگان ايرانی در فرانسه در ماه مارس گذشته بوده است.

 

5- ما از شما پس گرفتن گزارش را نمی خواهيم ، بقول ما ايرانيها " مال بد بيخ ريش صاحبش" . بگذاريد تا در حافظه تاريخی ملت ايران جای دوست ودشمن کاملا شفاف و عيان باشد ، و نسلهای آينده بدانند که در روزهای حاکميت استبداد چه کسی از مردم ومقاومت آنها دفاع نمود وچه کسی سکوت کرد و چه کسی دست در دست استبداد ضدبشر بر رنج و مشقت ملت ايران زمين افزود و شريک خونريزيها و جنايات رژيم آخوندی شد.

6- آنچه می تواند شما را از منجلابی که آخوندها برايتان ساخته و در آن انداخته اند و اينک شما را نيز قربانی کرده اند نجات دهد واعاده حيثيت در برابر مردم دنيا و ايران بنمائيد ، نه پس گرفتن  اين اکاذيب ، ونه صرفا گزارش تعادلی از وضعيت " اسفناک " حقوق بشر تحت حاکميت ملايان ارائه دادن است ، بلکه در اين نقطه تنها چيزی که می تواند از شما در نزد مردم ايران بعنوان حامی و کمک کار رژيم در سرکوب و اعدام وشکنجه آنها تصوير نکند ، همانا افشای شبکه و ارتباطاتی بوده که از طرف رژيم با شما برقرار شده است وبه تهيه و ارائه اين گزارش انجاميده است.

7- مردم ايران مجاهدين ومقاومت ايران را نه از لابلای کتب و يا محفلهای دمکراتيک بحث وگفتگو بلکه از ميان تحمل 26 سال سرکوب و فقر و اختناق و اعدام وشکنجه  رژيم استبداد مذهبی – تروريستی آخوندی بدست آورده اند ودست از حمايت از آنها تا آخرين نفس برنخواهند داشت.

 

 در انتها بايد بشما  ،اگر هنوز گوشی برای شنيدن وچشمی برای ديدن داريد متذکر شوم که،فرصت را از دست ندهيد ، هر روز که اقدام نکنيد در انظار جهانيان بيشتر بی اعتبار می شويد و ننگ را برای خود توشه می کنيد. رژيم خمينی با تمام زدوبندهايش رفتنی است در اين شک نکنيد کسی که آفتاب را از پس صبح نمی بيند ، چشم دارد، لاکن نمی بيند. خورشيد در تابيدنش شکی نيست . اما بشما از موضع يک ايرانی می گويم " وای بحال حکومتی که مردم تحت حاکميتش را به نقطه ای برساند که در راه آزادی ديگر چيزی برای از دست دادن نداشته باشند . مقاومت ومردم ما دو دهه است که به اين نقطه رسيده اند . سرنگونی اين رژيم هم از همينجا شروع شده و قطعی است.

 

 

 

م.مسعودی 23.05.05

 

رونوشت به :

رزمندگان شهر شرف

تمامی وجدانهای بيدار و ضد استبدادی آخوندها



 
موارد مرتبط
· موارد ديگر: مقالات
· مطالب فرستاده توسط azadi


بيشترين مطلب خوانده شده از موضوع: مقالات:
خيـانـت و تاثيــر آن در تاريــخ


امتياز دهيد
ميانگين امتيازات: 4.53
تعداد آرا: 13


امتياز دادن به اين مطلب:

Excellent
Very Good
Good
Regular
Bad



چاپ / ارسال مطلب

 صفحه قابل چاپ  صفحه قابل چاپ

 ارسال اين متن به دوستان!  ارسال اين متن به دوستان!


Neue Seite 4

کلیه حقوق محفوظ است
مسئولیت مقالات به عهده منتشر دهندگان میباشد
تلاش ایران لیبرتی (ايران آزاد) برای رسانیدن اطلاعات هر چه بیشتر به مردم ایران میباشد.
مسلما انتشار مقالات خارجی و اخبار و مطالب که نشریات رژیم درج میکنند تایید محتوای یا جریانها منتشر کننده نیست و فقط برای اطلاع رسانی در این سایت منتشر میشود.


Neue Seite 2



All logos and trademarks in this site are property of their respective
Web site engine's code is Copyright © 2003 by PHP-Nuke. All Rights Reserved. PHP-Nuke is Free Software released under the GNU/GPL license.
Farsi project by farsiNuke.com
مقدار زمان ايجاد صفحه: 1.160 ثانيه