"خانوم خانوما" "سايه سعيدی سيرجانی"
حقيقتا دوران معاصر از خيلی جهات منحصر بفرد وگاهی بي نظيره.وبه يمن وجود اينترنت شاهد ظهور وابراز وجودانبوهی از " نوابغ" متوهم.
داشتم مطلب بغايت سياسی ومتقن آقای بيژن نيابتی را ميخواندم که نظرم به "مقاله " ای در اين رابطه جلب شد و آنرا هم خواندم.
خانوم خانومايی شکر پرانی کرده واز آنجايی که احتمالا درک مطلب فراتر از توانايی "ادراک" عليامخدره بود به پريشانگويی ای هيستريک عليه مجاهدين وخانم مريم رجوی ختم شده.گويی هرچه که فرای "مشاعر" ايشان است نه وجود دارد ونه اثر و نه معناومفهوم.
خطاب نمودن مجاهدين با لفظ "رجوی زادگان" و خانم مريم رجوی را "خانمک" و مطلب بسيارجدی آقای نيابتی را "طنز"، علاوه بر کوتوله گی سياسی وسطح بشدت نازل ازادارک به طور عام,در کنه خود يک قياس به نفس شخصی,اجتماعی,سنتی و خانوادگی به طورخاص نيز دارد و" خانوم خانوما" بدجوری به تلاش مذبوحانه در انطباق جهان با "اندرونی" نمناک وکوچولوی خودش مشغوله وحکايت از وجود "خانمککی" "عظيم"دروجود ايشان دارد،البته اگر به کسی و يا کسانی بر نخوره اتوماتيک لفظ "گروهک" را که رژيم در طول ربع قرن گذشته در موردمجاهدين بکار برده نيزتداعی ميکند که بوی تعفنش شامه های حتی غير حساس راهم ميآزاره .
با اين مطلب کوتاه نه در مقام دفاع از مجاهدين هستم و نه مدافع آقای نيابتی .زيرا که مجاهدين با بيش ازچهل سال مبارزه ومقاومت بدون "تنفس" با شاه و شيخ اينک به مثابه قويترين پارامتر درهر فرض مفروض در آينده ايران ،نيازی به دفاع از جانب امثال من ندارند . آقای نيابتی نيز با درج مقالات ومطالبشان در ساليان اخير بی نياز از دفاع ، قصد من پيش و بيش از هر چيز يادآوری آواز سر ندادن به حماريست که دست روزگار پوستين" شيری" بر او پوشانده.