خوش آمديد به IRANE AZAD   www.iranliberty.com

جستجو هر مطلب



همه مطالب

صفحــــــه اصلـــــي 

آرشیـــــو مــــاهـــانه 

بهترين هاي سايت

 آرشیـــو موضوعــات
پیـــــوندهـــــــا








تماس با ما


براي فرستادن ايميل كليك كنيد!

azadi_azadi_azadi


موضوع اتفاقی

سازمان چریکهای فدایی
[ سازمان چریکهای فدایی ]

·تلاشهای مذبوحانه وزارت اطلاعات
·قطار ولایت، به کدام سو؟
·چه کسی مبلغ «نفرت و خون» است؟
·خامنه ای:یک قدم عقب نشینی نمی کنیم
·کدام سياست پیش می رود؟
·با «تامل» در پیشنهاد پوتین،
·تاکتیک فرار به جلو برای گرفتن تضمین امنیتی
·زمین زیر پای ولایت فقیه می لرزد.
·جهان ارگانیک و سوسیالیسم

مقالات

 

آیا تنهاترین راه شورای امنیت است،
جست وخیزهای مضحک مزدوراجاره ای
تأملی بر سیاست مماشات
«شهبانو»ي عمامه‌دار از ايران مي‌آيد!
دردهای مشترک مردم و هنرمندان
سیمای غرورآفرین مردم ایران
اولین شکوفه های بهاری سیاست مماشات
آقای کریمی و برداشتی که از فرهنگ داشت
غزل و مقاله ای نوروزی از پیرایه یغمایی

افسانۀ ُ فیلم سینمائی 300 واقعیّت دردناک امرو
زبان زرگری سیاسی را چگونه بیاموزیم!
شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا 3
آرزوهای برباد رفته !
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع
آقایان وخانمهای اتحادیه اروپا اینجا
آنان که درمورد زندان مینویـــسند ... ... ...
درگذشت پوران بازرگان – نقبی به خاطرات
اتحادیه اروپا و مـــــردم ایـــــران
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 4
انقلابیون سابق و چخ بختیارهای لاحق
داده فـتـوي بـه خـون اهل زمـين
همًه با هم برای حفظ نظام ضدانسانی
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 3
می خواهی دهانت را حسابی گشاد کنی ؟
گفتگوی آبراها میان با بی بی سی
اگراطلس کًنی ترمه بپوشی ،
تأملی بر گفتمان ثبات سازی در رژیم
سـوالاتي بي ربط ، بي جا وبي موقع 2
بقای رژیم آخوندهای بنیادگرا
اعدام واژه‌هاي بيگانه
سرنوشت سعید امامی در انتظار احمدی نژاد
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
سوالي بي ربط، بي جا و بي موقع
  
 دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
 خائن از دشمن بدتر است
در باره ی کج گذاری نخستین خشت
دزد ناشی به کاهدان می زند
 شاه، شاه! و خميني، خميني است!
 ژنو سنگر رویارویی با آخوند های ددمنش
 آغاز پایان رژیم 3
 این دیگه چه خوابی بود ؟
نکاح آسمانی و بیخوابی تاریخی
آغاز پایان رژیم ایران
آغاز پایان رژیم ایران 1
 معمّایِ میلانی در مناسبات آمریکا و آخوندها
 کیست که باید توبه کند؟
 ما از شما نه پول میخواهیم نه سلاح

 جــهـان بر ســر دو راهــی3
 مروارید 16
 رابطه دختر هشترودی با پسر نوح
 در حلقه محبت هابيليان
 نکته ای در باب نمود وماهیت
 تعارض حقوقی میان شعار و عمل
مروارید 15
نه این و نه آن !؟
 بوسه بر نطع خونين زنده خواران ولايت
گزارش نتيجه عمليات
درجواب نامه ای منسوب به الهه

 اندر احوالات یک معرکه گیر مونث
 

 چرا خائنـين از جلادان منفــــورتـــرند؟
 مــذاکـره
 در حاشيه ديدار فريبا هشترودي با مأموران
 مروارید 13
 و بدینسان است که کسی میمرد


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا


ادامه


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا

· شبکه لابی رژیم ایران
و جنبش
ضد جنگ

· شبکه لابی رژیم ایران
و پروژه هسته ای

· شبکه لابی رژیم
و شورای روابط خارجی

· شبکه لابی رژیم
و اردوگاه جهانی ارتجاع

شبکه لابی رژیم ایران و جنبش 2


نوشته و كتابهاي معصومي

 

 

  عبدالعلي معصومي
  محقق و تاريخ شناس

 نوروز, جشن ماندگار
 باده حافظ ـ سجّادة شيخ
 از مشروطه تا مصدّق (چهار خيزش ملّي)
 زنــــــدگيــنــــامة دكتـر شريعتي
 ديدبانان «حقوق بشر», از كارتر تا گري سيك
اعدام واژه‌هاي بيگانه
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
به ياد صادق هدايت 
جمهوري گيلان*

کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین
· تحميلكنندگانِ واقعيِ «جنگ تحميلي»


 
  معرفی  کتاب روياروييِ خميني و مجاهدين 2
نوشته شده توسطazadi در جمعه، 30 بهمن، 1383
ارسال شده توسط: azadi

 

 

 

 

 

     

      عبدالعلي معصومي

رويــــــارويــــــيِ
خــمـيــنــي
و
مجــــاهـــــدين 
(2)

 

 قسمت اول  


«ديو چو بيرون رود   فرشته درآيد»

 

12بهمن ـ روزنامة كيهان: «آيت الله روح الله خميني», كه از روز 13آبان 1343 ابتدا به تركيه و سپس, به عراق تبعيد شده بود, در ميان استقبال پرشور مردم بهايران بازگشت.

ميليون در ميليون مردم داغدار و بلارسيده, «در نگاه او آيينه يي ميديدند به وسعت آزادي»؛ در نگاه مردي كه ميآمد تا «دروازه هاي بسته» را بگشايد و بهاران آزادي را در كران تا كران ميهن, ميهمان كند. «در ساعت هفت ديشب جبهة ملي پلاكاردهاي خود را در مقابل دانشگاه تهران با اين مضمون: ”ديو چو بيرون رود, فرشته درآيد“ بالابرد». «ديو» (محمدرضا شاه) در روز 26ديماه 57, بيرون رفت و اكنون دلها در انتظار نُزول «فرشته» بيقرار بود. «قلب خونين ايران در شوق شعله كشيد. كوچه ها در باران نور و گلاب به خيابانها رسيدند و خيابانها در هَلهَله و فرياد جاري شد. مردم؛ شطّ عظيم مردم, دست در دست؛ هر دست نمايندة هزاران بازو, شب را به صبح پيوند زدند؛ صبحي كه در آن خورشيد بر آسمان كوير طلوع ميكرد»...



سرانجام پس از انتظاري طاقت سوز, «خورشيد بر آسمان كوير طلوع كرد» و «فرشته» در ساعت نه و نيم صبح روز پنجشنبه, 12بهمن ماه 1357, به همراه يك مهماندار فرانسوي, از پله هاي هواپيماي «اِرفرانس», كه از فرودگاه «شارل دو گل» پاريس به پرواز درآمده بود, بر زمين فرودگاه مهرآباد تهران فرود آمد و در ميان «دود اسپند و كُندر... شاخه هاي گل... شعارهاي سوزان پيروزي... و ميليونها استقبال كننده, ميليونها قلب پرتپش و شوق» «بعد از 15سال پا به خاك وطن گذاشت».

«آيتالله خميني طي سخناني در فرودگاه مهرآباد گفت: ”من از عواطف طبقات مختلف مردم تشكّر ميكنم و بار ملت ايران بارگراني است كه نميتوانم جبران كنم. من از طبقة روحانيون كه در اين قضاياي گذشته جانفشاني كردند, تحمّل زحمت كردند, از طبقة دانشجويان كه در اين مسائل مصايب ديدند, از طبقة بازرگانان و كَسَبه كه در زحمت واقع شدند از جوانان بازار و دانشگاه و مدارس علمي كه در اين مسائل خون دادند... از همة طبقات ملت تشكّر ميكنم. آن زحمتهاي فوق العاده يي بود كه با وحدت كلمه پيروز شديد... پيروزي به واسطة وحدت كلمة مسلمين بوده است؛ وحدت كلمة اقليتهاي مذهبي و وحدت طبقة روحاني و سياسي... وحدت كلمه, رمز پيروزي است, آن را از دست ندهيم و خداي نخواسته, شياطين بين صفوف شما تفرقه نيندازند“...»

«امام خميني» پس از اين سخنان كوتاه, «از در غربي سالن فرودگاه خارج شد و با اتومبيل بليزر مخصوص, به طرف مسير تعيين شده, حركت كرد ... در ساعت يازده و پانزده دقيقه, اتومبيل حامل امام خميني خيابان فرودگاه را طي كرد و وارد ميدان آزادي شد... در ساعت يازده و نيم اتومبيل حامل آيتالله خميني از خيابان آيزنهاور گذشت و به سوي دانشگاه تهران حركت كرد... به هنگام عبور امام خميني هزاران نفر كه در كنار خيابانها گرد آمده بودند, بر مسير امام گلهاي سرخ فرو ميريختند... درياي وسيع مردم, از شوق و اشك توفاني بود. دستها فضا را ميشكافت. از سينه ها شعار و درود بيرون ميريخت... در نگاهها آفتابِ مهرباني و بر دهانها رودهاي سرود جاري بود... اين خلق بود كه به رهبر خود درود ميفرستاد. اين خلق از ميدانهاي خون و آتش, شهيد و حماسه گذشته بود و اكنون در بهار آزادي ميخنديد, ميگريست و فرياد ميزد. ساعت يازده و چهل دقيقه اتومبيل حامل امام خميني از مقابل دانشگاه عبور كرد ولي برخلاف تصميم قبلي امام در مقابل دانشگاه سخنراني نكرد» و روانة بهشت زهرا شد.

كيهان دربارة استقبال مردم از خميني نوشت: «بزرگترين استقبال تاريخ برگزارشد». «طول جمعيت استقبال كننده 33كيلومتر بود». «33كيلومتر گل, در مسير بهار تازه. از مهرآباد تا بهشت زهرا, شاخه هاي سرخ و سفيد گل, كيلومتر در كيلومتر, در دست مردم بود, اين خط طولاني بهار سياسي ايران بود, تا گورستان شهدا, تا درون تاريخ جديد... و سه رديف در تمام اين 33كيلومتر, دستها را در دو طرف مسير امام درهم قفل كرده بودند؛ زنجيري از انسان كه پيوند مشتها و انگشتها, پيام وحدت و نويد آن بود».

خميني در «قطعة 17» بهشت زهرا براي مردم مشتاق سخنراني كرد. او در سخنرانيش, ازجمله, گفت: «... ميخواهيم مملكت داراي نظامِ ناشي از ملت باشد... محمدرضاي پهلوي, اين خائن خبيث... همه چيز را به باد داد؛ مملكت ما را خراب كرد, قبرستانهاي ما را آباد... تمام اقتصاد ما الآن خراب و درهم ريخته است... زراعت, به كلّي ازبين رفت... اصلاحات ارضي يك لطمه يي بود به مملكت كه شايد تا 20سال ديگر نتوانيم آن را جبران كنيم... تمام انسانها و نيروي انساني ما را, اين آدم, ازبين برده است... تلويزيونش مركز فحشاست؛ راديويش, بسياري, فحشاست... براي چه سينماي ما مركز فحشاست؟ ما با سينما مخالف نيستيم, با مراكز فحشا مخالفيم... خونهاي جوانان ما براي اين ريخته شد كه ما آزادي ميخواهيم.  ما پنجاه سال است كه در اختناق به سر برده ايم ... اي مردم بيدار باشيد... بر همه واجب است كه اين نهضت را ادامه بدهيم تا آن وقتي كه اينها ساقط بشوند و ما به واسطة آراي مردم, مجلس مؤسّسان درست كنيم...» (كيهان, 12بهمن 1357).

 

بندوبستهاي پنهاني

ـ مسعود رجوي: «... خميني در پاريس متعهّد شده بود ساختار ارتش شاه را درهم نريزد, به انقلابيون و نيروهاي انقلابي نزديك نشود, وزارت خارجه, وزارت دفاع, وزارت نفت و نخست وزيري را به افراد شناخته شده و مورد وُثوق آمريكا بسپارد. خلاصه, هر آنچه را كه لازمة جلب اعتماد بود, به جاآورد, و الاّ, غيرممكن بود كه بتواند در روز روشن و با هواپيما و با برخورداري از تسهيلات رژيم شاه بر سر مردم و انقلاب ايران نازل شود.

به ياد دارم كه در روز ورود خميني به تهران, در شرايطي كه ده ـ دوازده روز قبل از آن از زندان آزاد شده بوديم, به اتّفاق تعدادي از خواهران و برادران مجاهدمان در خدمت پدر طالقاني براي استقبال از خميني به فرودگاه رفتيم. آخوندها و دارو دستة آخوندها ميخواستند پدر طالقاني را در صف خودشان جا بدهند. امّا, پدر روي برتافت و رفت درمقابل درب ورودي بر روي زمين نشست, درحالي كه سايرين همگي به احترام ايستاده بودند.

بعد از مدتها پدر تعريف كرد كه به محض ورود خميني و قبل از اين كه ديگران بخواهند او را تحت تاٌثير قرار دهند قصد داشته كه در همان محل فرودگاه, به تنهايي, با خميني صحبت داشته باشد و او را نسبت به قضايا, گروههاي مختلف و آنچه در 15سالي كه خميني در ايران نبود, واقع شده بود, توجيه كند. امّا, جز 5دقيقه كه دو نفري در يكي از اتاقهاي مجاور درب ورودي سالن استقبال, تنها ماندند, فرصت ديگري پيش نيامد. پدر ميفرمود كه در همان 5دقيقه به او گفتم مصلحت شما و مُلك و ملّت در اين است كه با اين بچه ها (اشاره به مجاهدين) كه در اين سالها آزمايش داده اند, نزديك باشيد و از اينها دوري نكنيد. به نظر ميرسد پدر طالقاني شاخص بسيار واقع بينانه يي براي مِحك زدن به خميني, از روي دوري و نزديكي او به نيروهاي مختلف, پيدا كرده بود و ضمناً در مقام نخستين رئيس ”شوراي انقلاب“ كه در آن زمان هنوز سِرّي و اعلام نشده بود, به خوبي ميدانست خميني و اطرافيانش مشغول پختن چه آشي هستند. امّا, خميني ميدان نداده و در اين زمينه با سردي تمام برخورد كرده بود. به نحوي كه ”پدر طالقاني“ ميگفت ديدم هيچ زمينه يي وجود ندارد و برخورد ايشان (خميني) كاملاً منفي است (نقل بهمضمون). نميدانم در همين صحبت كوتاه چنددقيقه يي بود يا در ديدار ديگري كه پدر طالقاني باز هم در مقام رئيس ”شوراي انقلاب“ به خميني گفته بود درست اين است كه شما ارتش را به مجاهدين بسپاريد كه در اين سالها درگير جنگ مسلّحانه با رژيم شاه بوده اند. قابل حدس است كه خميني تا چه حدّ از اين حرف ”پدر طالقاني“ برآشفته و كينة خود پدر را هم به دل گرفته است.

سرانجام هنوز دو ماه از سرنگوني رژيم شاه نگذشته بود كه پدر طالقاني از رياست شوراي به اصطلاح انقلاب خميني كناره گرفت و مدتها پس از آن بود كه ما را از آنچه در فرودگاه بين او و خميني گذشته بود, با اشاره و به اختصار, مطّلع كرد» (پيام راديو ـ تلويزيوني مسئول شوراي ملي مقاومت ايران, بهمناسبت بيستمين سالگرد انقلاب ضدسلطنتي ـ شورا, ويژهنامة 22بهمن 1377, ص 46).

ـ خميني در يك مصاحبة مطبوعاتي در پاسخ به اين پرسش كه «آيا تا به حال تماسي با رهبران ارتش داشته‌ايد؟» گفت: «تماس في‌الجمله بوده است. اگر مقتضي بدانيم بازهم تماس حاصل مي‌كنيم. ملّت از آنها و آنها از ملّت هستند» (كيهان، 14بهمن57)

16بهمن ـ جواد سعيد, رئيس مجلس شوراي ملي, به نمايندگي از سوي نمايندگان «بازگشت حضرت آيت الله العظمي خميني, مرجع عاليقدر تشيّع» را خوشامد گفت و آرزو كرد كه «تشريف فرمايي ايشان براي ملّت و مملكت تواٌم با صلح و صفا باشد» (كيهان, 17بهمن1357).

«مخالفت با اين حكومت

مخالفت با شرع است»

17 بهمن ـ كيهان: «امام خميني بعد از ظهر ديروز (دوشنبه 16بهمن) در يك كنفرانس مطبوعاتي (در سالن دبيرستان علوي) مهندس مهدي بازرگان را به سِمَت نخست وزير دولت موقّت معرّفي كرد».

فرمان خميني دربارة نخست وزيري بازرگان, به نقل از كيهان: «بنا به پيشنهاد شوراي انقلاب... به موجب اعتمادي كه به ايمان راسخ شما به مكتب مقدّس اسلام و اطّلاعي كه از سوابقتان در مبارزات اسلامي و ملّي دارم, جنابعالي را... ماٌمور تشكيل دولت موقّت مينمايم تا ترتيب ادارة مملكت و خصوصاً, انجام رفراندم و رجوع به آراء عمومي ملت دربارة تغيير نظام سياسي كشور به جمهوري اسلامي و تشكيل مجلس مؤسّسان از منتخبين مردم, جهت تصويب قانون اساسي نظام جديد و انتخاب مجلس نمايندگان ملت برطبق قانون اساسي جديد را بدهيد...»

ـ سخنان خميني در كنفرانس مطبوعاتي ديروز بهنقل از كيهان: «... ملت ما... همه باهم, يك فكر و يك نظر, با ارادة مصمّم, از ما ميخواهند كه رژيم سلطنتي... ازميان برداشته شود و همه مردم يك دل و يك جهت, جمهوري اسلامي ميخواهند. ملت ما مُسلم است, علاقمند به اسلام است, عدل اسلامي را ديده است... حضرت اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب, كه حاكم ممالك بزرگ, از عربستان تا مصر و عراق و ايران و سوريه و ساير جاها بوده است و قاضييي كه خودش براي قضا قرار داده بود, وقتي يك يهودي از امام به او شكايت كرد, قاضي, حضرت علي عليه السّلام را خواست و با يهودي در عرضِ هم نشستند و دادخواهي شد و قاضي حكم برخلاف حضرت علي داد. ما آرزوي چنين حكومتي را داريم؛ يك حكومت عادل ميخواهيم؛ حكومتي كه نسبت به افراد علاقمند باشد و عقيده اش اين باشد كه بايد من نان خشك بخورم مبادا يك نفر در مملكت من زندگيش پست باشد, گرسنگي بخورد. ما چنين حكومتِ عدلي ميخواهيم ايجاد كنيم. من كه ايشان (=مهندس بازرگان) را حاكم كرده ام... ايشان واجب الِاتّباع است, ملت بايد از او اِتّباع (=پيروي) كند. يك حكومت عادي نيست؛ يك حكومت شرعي است... مخالفت با اين حكومت, مخالفت با شرع است... در فقه اسلام, قيام برضدّ حكومت الهي, قيام برضدّ خداست. قيام برضدّ خدا, كفر است...»

20

بهمن ـ به گفتهٌ‌عباس اميرانتظام، مشاور بازرگان در دولت موقت، بازرگان و موسوي اردبيلي در منزل فريدون سحابي با سوليوان, سفير آمريكا در ايران, ديدار كرده و دربارهٌ راههاي انتقال مسالمت‌آميز قدرت دولتي گفتگو كردند (روزنامة ميزان, 15فروردين1358).

 

انقلاب پيروز مي شود

20بهمن ـ پرسنل نيروي هوايي در پايگاه دوشانتپه ـ مركز فرماندهي نيروي هوايي ـ در حدود نيمه شب 20بهمن, با ديدن مراسم فيلم بازگشت خميني كه از تلويزيون پخش ميشد, با دادن شعار به ابراز احساسات پرداختند. ماٌموران گارد شاهنشاهي براي خاموش كردن احساسات به هيجان آمدة پرسنل با آنها درگير شدند و كار به تيراندازي كشيد. پرسنل براي مقابله درب اسلحه خانه را شكسته و مسلّح شدند. درگيري خونين با روز ادامه يافت. فرداي آن شب, در خيابانهاي اطراف محل درگيري, تظاهرات گسترده يي از سوي مردم به طرفداري از پرسنل نيروي هوايي برگزارشد.

 

21بهمن ـ كيهان ـ مسعود رجوي در مصاحبه با اين روزنامه, در جواب اين پرسش كه «نظر شما درمورد ماركسيستها و احزاب چپ چيست؟» گفت: «... ما به دستور قرآن, كه در تمام مناسبات و روابط فردي و اجتماعي به عدل و قِسط حكم ميكند, به تمام مبارزات ضدامپرياليستي, ضدارتجاعي و ضداستثماري, احترام گذاشته و حقوق دموكراتيك هيچ گروهي را ضايع نميكنيم. اين طرز برخورد, عاليترين دفاعي است كه ميتوان از اسلام به عمل آورد». وي در اين مصاحبه, در پاسخ به پرسشِ «درمورد تصفيه ارتش چه نظري داريد؟» گفت: «مردم ما به يك ارتش مردمي نيازمندند, يعني, روابط ارتش با مردم و روابط دروني ارتش (بين اقشار بالا و پايين), بايستي خصيصة مردمي پيداكند و اين هم مستلزم يك دگرگوني بنيادي در وضع موجود است تا ديگر سينة مردم بيگناه و بي پناه آماج گلوله ها قرارنگيرد...»

ـ بختيار در مصاحبه با روزنامة اطلاعات اعلام كرد: «منزل آيتالله خميني به شدّت مراقبت مي‌شود و هيچ‌كس مزاحم ايشان نشده است... من براي مذاكره آماده هستم. ما نبايد با خشونت دربرابر مردم بايستيم بلكه بايد به مخالفين خود به صورت برادر نگاه كنيم. بختيار در ساعت 19 روز 21بهمن در تهران حكومت نظامي اعلام كرد تا شايد بتواند از خيزش مردم جلوگيري كند. او درضمن تاٌكيد كرد كه ارتش عليه خميني و بازرگان كودتا نميكند. خميني نيز با اعلام اين كه هنوز فتواي جهاد نداده است, از مردم خواست براي جلوگيري از كودتاي احتمالي, بدون توجّه به مقرّرات حكومت نظامي, در خيابانها بمانند (روزنامة اطلاعات).

ـ برخي از سران نظامي مانند سپهبد ربيعي (فرمانده نيروي هوايي), سپهبد مقدّم (رئيس ساواك), سرلشكر مولوي (رئيس پليس تهران), سرلشكر نشاط (فرمانده گارد جاويدان), همبستگي خود را با جنبش مردم به«كميتة امام» اطّلاع دادند.

ـ در تهاجم دهها هزارتن از مردم قهرمان تهران به مركز ستاد مشترك ارتش، 26تن از اعضاي ارشد هياٌت مستشاري آمريكا در ايران به محاصرهدرآمدند. بهشتي و ابراهيم يزدي، پس از اطلاع از اين موضوع، به صحنه آمدند و براي نجات محاصره‌شدگان در ميان دوطرف درگيري آتش‌بس برقرار كردند. رئيس مستشاران آمريكايي از زيرزمين ساختمان ستاد ارتش اين خبر را, تلفني, به سوليوان اطلاع داد: «ما اطلاع يافتيم كه آتش‌بس در اطراف ستاد كل برقرار شده و نه فقط ابراهيم يزدي كه با ما تماس داشت، بلكه آيت‌اللّه بهشتي هم در صحنه حاضر شده و براي رهايي پرسنل ما از مخمصه كمك كردند». سوليوان در اين باره نوشت: «ساعت 5صبح روز بعد افراد ما با وسائط نقليه نظامي، درحالي كه آيت‌اللّه بهشتي و يزدي شخصاً آنها را همراهي مي‌كردند، وارد محوّطه سفارت شدند. چارلي ناس (معاون سوليوان) از بهشتي و يزدي به‌ واسطهٌ كمك و همراهي براي نجات اَتباع آمريكايي تشكّر كرد و آنها هم متقابلاً از گرفتاري و ناراحتي‌يي كه براي افراد ما ايجاد شده بود، عذرخواهي كردند» (ماٌموريت در ايران، ويليام سوليوان، تهران1361, ص178).

ـ در شامگاه 21بهمن, فرمانداري نظامي اعلام كرد: «اهالي محترم پايتخت, اكنون كه بر عموم همشهريان مسلّم گرديد كه عوامل آموزش يافتة بيگانه در سطح شهر شروع به تخريب, آتش سوزي و تيراندازي عليه مردم و پرسنل انتظامي نموده و با تحريك احساسات مذهبي, مردم را به خيابانها ريختند و درنظرداشتند كه درگيريهايي به وجود آورده و موجبات خونريزي وحشتناك هم ميهنان را فراهم نمايند, عليهذا, با توجّه به اعلاميه هايي از آيات عِظام كه در آن براي جلوگيري از خونريزي مسائلي را مطرح نمودهاند, فرمانداري نظامي به كلية يكانها و عناصر انتظامي دستور داده است كه شبانه, ضمن حفظ نقاط حسّاس, به يكانهاي مربوطه مراجعت نمايند» (اطّلاعات, 22بهمن). پس از انتشار اين اعلاميه اغلب نيروهاي نظامي رژيم كه در تهران مستقر بودند, به قرارگاههاي خود برگشتند. فرمانده قرارگاه ستاد ارتش, وضع لشكر گارد را پس از بازگشت به سربازخانه اينگونه توصيف ميكند: «در سربازخانة قصر بي انضباطي و بي نظمي عجيبي است. يكانهاي لشكر گارد كه از ماٌموريت فرمانداري نظامي مراجعت ميكنند, پس از رسيدن به آسايشگاه اسلحة خود را روي تختخوابها انداخته از ديوارهاي سربازخانه پريده و فرار مينمايند» (حقايق دربارة بحران ايران, قره باغي, ص432).

22بهمن ـ به‌رغم بندوبستهاي پشت پردهٌ خميني و همدستانش با عوامل «شيطان بزرگ»، شور و خروش مردم براي ازهم‌گسستن شيرازهٌ نظام شاهنشاهي، هم‌چنان ادامه داشت. شهر تهران در آتش مي‌سوخت. مركز شهرباني كل به دست مردم به آتش كشيده شد. كلانتريها، يكي پس از ديگري، تسليم شدند. پادگان عباس‌آباد، بدون مقاومت تسليم شد. صداي صفير گلوله‌ها لحظه‌يي خاموش نمي‌شد.

ـ عليقلي اردلان, وزير دربار, «مراتب همبستگي كاركنان دربار را به كميتة امام خميني» اطلاع داد. نمايندگان مجلس شورا و سنا پيوستگي خود را به جنبش مردم اعلام كردند. جواد سعيد, رئيس مجلس شورا و عضو «شوراي سلطنت», از هر دو سِمَت استعفا داد. او در استعفانامة خود نوشت: «اكثريّت قاطع نمايندگان مجلس شوراي ملي همبستگي خود را با انقلاب بزرگ ايران تحت رهبري حضرت آيت الله العظمي خميني اعلام ميدارند و معتقدند كه دولت آقاي بختيار بايد تسليم خواست ملت ايران گردد, درغير اين صورت, مجلس شوراي ملي به وظايف قانوني خود درجهت خواست ملت ايران اقدام خواهد كرد». مجلس سنا در اطلاعيه يي انحلال خود را اعلام كرد.

ـ «شوراي فرماندهان ارتش» به رياست ارتشبد قره باغي و با شركت 26تن از فرماندهان, معاونان, رئيسان و مسئولان سازمانهاي نيروهاي مسلّح شاهنشاهي, جلسه يي تشكيل داد. شركت كنندگان پس از بررسي اوضاع بحراني و فلاكتبار ارتش, شهرباني و ساواك, بر اين نكته همراٌي شدند كه ارتش «بيطرفي» خود را اعلام كند. در صورت جلسه يي كه به اتّفاق آرا تصويب شد, آمده بود: «... با توجّه به تحوّلات اخير كشور, شورايعالي ارتش در راٌس ساعت ده و نيم روز 22بهمن 57 تشكيل و به اتّفاق آرا تصميم گرفته شد كه براي جلوگيري از هرج و مرج و خونريزي شديد, بيطرفي خود را در مناقشات سياسي فعلي اعلام [كند], و به يكانهاي نظامي دستور داده شد كه به پادگانهاي خود مراجعت نمايند. ارتش ايران هميشه پشتيبان ملت شريف و نجيب و ميهن پرست ايران بوده و خواهد بود». اين اعلاميه در ساعت يك بعد از ظهر روز 22بهمن از راديو ايران پخش شد.

ـ پيام راديو ـ تلويزيوني مهندس بازرگان: «... خوشوقتم بدين وسيله به ملت مبارز و مسلمان ايران كه امروز در راه پرپيچ و خم و پرگردنه انقلاب نجات بخش خود با شنيدن اعلامية مورّخ 22بهمن 57 شورايعالي ارتش, به پيروزي ديگري نايل شده است, تبريك بگويم. در اين تصميم اُمراي ارتش باكمال قدرت اعلام بيطرفي در امور سياسي و پشتيباني از تمام خواسته هاي ملت كردند و تيمسار رياست ستاد ارتش (تيمسار قره باغي) در ملاقات حضوري همكاري خود را با دولت موقّت به اينجانب اظهار نمود...»

پس از اعلام بيطرفي ارتش درگيريها فروكش كرد و نبرد دو روزة پرسنل نيروي هوايي و مردم دلير تهران با سرسپردگان رژيم شاه به پايان رسيد. بسياري از سران و ايادي رژيم مانند ارتشبد نصيري, سپهبد رحيمي, سالارجاف (نمايندة پاوه در مجلس و از عوامل سركوبي مردم آن ناحيه), سرلشكر پرويز اميني افشار (رئيس ادارة دوم ستاد ارتش) و... به دست مردم افتادند و به اقامتگاه خميني برده شدند.

انقلاب به پيروزي رسيد و شور و شادي سراسر ايران را فراگرفت.

 

ادامه دارد

 

 

برای تهیه این کتاب میتوانید با این ایمیل تماس بگیرید

massoumifr@yahoo.fr

 

 

 



 
موارد مرتبط
· موارد ديگر: معرفی کتاب
· مطالب فرستاده توسط azadi


بيشترين مطلب خوانده شده از موضوع: معرفی کتاب:
کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین


امتياز دهيد
ميانگين امتيازات: 5
تعداد آرا: 11


امتياز دادن به اين مطلب:

Excellent
Very Good
Good
Regular
Bad



چاپ / ارسال مطلب

 صفحه قابل چاپ  صفحه قابل چاپ

 ارسال اين متن به دوستان!  ارسال اين متن به دوستان!


Neue Seite 4

کلیه حقوق محفوظ است
مسئولیت مقالات به عهده منتشر دهندگان میباشد
تلاش ایران لیبرتی (ايران آزاد) برای رسانیدن اطلاعات هر چه بیشتر به مردم ایران میباشد.
مسلما انتشار مقالات خارجی و اخبار و مطالب که نشریات رژیم درج میکنند تایید محتوای یا جریانها منتشر کننده نیست و فقط برای اطلاع رسانی در این سایت منتشر میشود.


Neue Seite 2



All logos and trademarks in this site are property of their respective
Web site engine's code is Copyright © 2003 by PHP-Nuke. All Rights Reserved. PHP-Nuke is Free Software released under the GNU/GPL license.
Farsi project by farsiNuke.com
مقدار زمان ايجاد صفحه: 1.648 ثانيه