خوش آمديد به IRANE AZAD   www.iranliberty.com

جستجو هر مطلب



همه مطالب

صفحــــــه اصلـــــي 

آرشیـــــو مــــاهـــانه 

بهترين هاي سايت

 آرشیـــو موضوعــات
پیـــــوندهـــــــا








تماس با ما


براي فرستادن ايميل كليك كنيد!

azadi_azadi_azadi


موضوع اتفاقی

رسانه های رژیم
[ رسانه های رژیم ]

·واكنش های دیوانهوار آخوندها
·بازتاب بیدلرزه ی مجمع تشخیص مصلحت
·اعتراف « سبزعلی» به ضربهً کاری
·ابتكار جديد هوادران خانم رجوي در ايران
·انعكاس سوز و گداز آخوندها
·سفيران بلژيك و فنلاند
·هزار اصفهانی کلیه های خود را فروختند!
· فعالیت مخفیانه خانه های عفاف در تهران
·نامه‌ی محسن سازگارا به احمدی‌نژاد

مقالات

 

آیا تنهاترین راه شورای امنیت است،
جست وخیزهای مضحک مزدوراجاره ای
تأملی بر سیاست مماشات
«شهبانو»ي عمامه‌دار از ايران مي‌آيد!
دردهای مشترک مردم و هنرمندان
سیمای غرورآفرین مردم ایران
اولین شکوفه های بهاری سیاست مماشات
آقای کریمی و برداشتی که از فرهنگ داشت
غزل و مقاله ای نوروزی از پیرایه یغمایی

افسانۀ ُ فیلم سینمائی 300 واقعیّت دردناک امرو
زبان زرگری سیاسی را چگونه بیاموزیم!
شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا 3
آرزوهای برباد رفته !
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع
آقایان وخانمهای اتحادیه اروپا اینجا
آنان که درمورد زندان مینویـــسند ... ... ...
درگذشت پوران بازرگان – نقبی به خاطرات
اتحادیه اروپا و مـــــردم ایـــــران
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 4
انقلابیون سابق و چخ بختیارهای لاحق
داده فـتـوي بـه خـون اهل زمـين
همًه با هم برای حفظ نظام ضدانسانی
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 3
می خواهی دهانت را حسابی گشاد کنی ؟
گفتگوی آبراها میان با بی بی سی
اگراطلس کًنی ترمه بپوشی ،
تأملی بر گفتمان ثبات سازی در رژیم
سـوالاتي بي ربط ، بي جا وبي موقع 2
بقای رژیم آخوندهای بنیادگرا
اعدام واژه‌هاي بيگانه
سرنوشت سعید امامی در انتظار احمدی نژاد
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
سوالي بي ربط، بي جا و بي موقع
  
 دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
 خائن از دشمن بدتر است
در باره ی کج گذاری نخستین خشت
دزد ناشی به کاهدان می زند
 شاه، شاه! و خميني، خميني است!
 ژنو سنگر رویارویی با آخوند های ددمنش
 آغاز پایان رژیم 3
 این دیگه چه خوابی بود ؟
نکاح آسمانی و بیخوابی تاریخی
آغاز پایان رژیم ایران
آغاز پایان رژیم ایران 1
 معمّایِ میلانی در مناسبات آمریکا و آخوندها
 کیست که باید توبه کند؟
 ما از شما نه پول میخواهیم نه سلاح

 جــهـان بر ســر دو راهــی3
 مروارید 16
 رابطه دختر هشترودی با پسر نوح
 در حلقه محبت هابيليان
 نکته ای در باب نمود وماهیت
 تعارض حقوقی میان شعار و عمل
مروارید 15
نه این و نه آن !؟
 بوسه بر نطع خونين زنده خواران ولايت
گزارش نتيجه عمليات
درجواب نامه ای منسوب به الهه

 اندر احوالات یک معرکه گیر مونث
 

 چرا خائنـين از جلادان منفــــورتـــرند؟
 مــذاکـره
 در حاشيه ديدار فريبا هشترودي با مأموران
 مروارید 13
 و بدینسان است که کسی میمرد


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا


ادامه


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا

· شبکه لابی رژیم ایران
و جنبش
ضد جنگ

· شبکه لابی رژیم ایران
و پروژه هسته ای

· شبکه لابی رژیم
و شورای روابط خارجی

· شبکه لابی رژیم
و اردوگاه جهانی ارتجاع

شبکه لابی رژیم ایران و جنبش 2


نوشته و كتابهاي معصومي

 

 

  عبدالعلي معصومي
  محقق و تاريخ شناس

 نوروز, جشن ماندگار
 باده حافظ ـ سجّادة شيخ
 از مشروطه تا مصدّق (چهار خيزش ملّي)
 زنــــــدگيــنــــامة دكتـر شريعتي
 ديدبانان «حقوق بشر», از كارتر تا گري سيك
اعدام واژه‌هاي بيگانه
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
به ياد صادق هدايت 
جمهوري گيلان*

کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین
· تحميلكنندگانِ واقعيِ «جنگ تحميلي»


 
مقالات مجاهدين اشرف کامتان شيـريـن
نوشته شده توسطazadi در چهارشنبه، 7 مرداد، 1383
ارسال شده توسط: azadi

بهروز شهرياری

 

مجاهــدين اشــرف کامتــان شيـريــــن

 

حل معادلات چند مجهولی سياسی از سوی مقاومت ايران ودر پي آن نگرش و تفسيرو تحليلهاو جست و خيزهای اصحاب رياضيات ابتدايی  سياسی در مورد آن، تراژدی کميک تاريخ  معاصر سياسی ايران است.

هنور يکی دو ساعت از پيروزی بزرگ سياسی استراتژيک مقاومت در اشرف سرفراز نگذشته بود که حسب الانتظار "افاضات" و قيل و قال شروع شد و باز نيروی عامل موردی و موضوعی برای ابراز وجود بي وجودان ايجاد کرد.

نقل است که شعور و در اينجا شعور سياسی امريست اکتسابی  که در جريان روزمره ی حل معضلات و تضادهای حاد سياسی آنهم در بحبوحه و در گيری دائمٍ،کسب ميشود، البته مشروط بر اينکه ابژکت ، ظرفيت کسب کردن را  نيزداشته باشد.

.متاسفانه يا خوشبختانه آمپول و قرص و شربتی هم  نيست که آنرا نوش جان  نمود يا بلِعيد تا التيام يافت و به درک امور رسيد و" متاسفانه تر"!، جهان هم ايستا نيست، و"متاسفانه ترتر"!! روزگار هم در دهه پنجاه ، شصت ميلادی متوقف نشده...



حل تضاد در کوران بحرانی ترين نقطه جهان کاريست کارستان که  با نسخه های اورژينال واز پيش آماده وطعام فريز شده که فقط  کافِيست آنرا در ميکروويو بگذاری و تناول نمايی يک" کمی" توفير دارد. بايد در ميانه اش باشی تا طول وعرضش را بفهمی، بايد شب و روز بمباران شوی ، بايِد" ندا" هايت در شعله ی خويش خاکستر شوند "شهين"(1)ها و"حسين"(2) هايت قطعه قطعه شوند تا آنرا کسب کنی. بايد در بيابانهای عراق دودهه زندگی کنی وجگرگوشگانت را در اينطرف آنطرف دنيا از گزند رژيم دور کنی ودر فراقشان در تنهاِِيی خود بگريی ، بايد دلی چون شير داشته باشی وقدی به قامت استواراستقلال ايران زمين ، بايد جدی باشی، بايد شرف سياسی داشته باشی و با تمام وجود به آنچه ميگويی معتقد باشی  بايد.......بايد......و بايد........وبسيار بايدهای ديگر   .

چه بخواهيم چه نخواهيم،چه دوست داشته باشيم چه نداشته باشيم، چه بفهميم چه نففهميم، جهان در موقعيتی جــــــــديــــــــد  است و مجاهدين و مقاومت ايران به تنهايی  با فاصله ای کماٌ وعلی الخصوص کيفاٌ بسيارطولانی از سايرين  در  راس هرگونه تحول در ايران قرار گرفته اند و در واقع  به نوعی خود را در پوزل سياسی منطقه تحميل کرده اند.

 بيان اين نکته نه از موضع تحقير ديگران که از  زاويه تاسف برای تاخير در پيروزی بر خصم ميباشد. چرا که در غير اينصورت راه کوتاه تر خسارت کمتر و خلاصی از ستم  رژيم  و دسترسی به مقصود که همانا اسقلال و آزادی ايران زمين است بسا و بسا "آسان" تر بود. به بيان ديگر هر گونه تعيين تکليف با رژيم در قدوم نهايی از مقاومت ايران عبور ميکند، اين واقعيتی محض و "سرسخت"  است و اين مقا ومت توانسته  خود را و استقلال خود را در منطقه تحميل و تثبيت کند.

هنگاميکه فصل "امتحان" فرا ميرسد،و معادلات چند مجهولی در مقابل و در انتظار راه حل .

 "نوباوگان" و ننرهای سياسی گيج و گول ميشوند و گيج وگولی خود را از ارائه دهنده ی راه حل طلب ميکنند.البته اين رفتار مکانيسم منطقی خودش را داشته وهرگز خلق الساعه بوجود نيامده، ماجرا هم ريشه ی تاريخی_سياسی وهم  شخصی_ فردی دارد بی عملی مزمن و عقب افتادگی تاريخی مبنای اجتماعی آن است و حقد و کينه و حسادت و مزدوری مبنای شخصی آن.

 اگر عقربه ی زمان را بطور فرضی به عقب بر گردانيم و در نقاط تعيين کننده و حساس در بيست و پنج سال گذشته مکثی کوتاه کنيم اين تم واحد را در شکلهای مختلف و البته با يک مضمون و محتوی مشاهده ميکنيم .

مثلا برگرديم به اوائل انقلاب وداستان ارتجاع _ليبرال  يادمان هست "سوپرچپ ها"و راست های سياسی آنموقع چه ميگفتند وچه مارکها ميزدند .بياييم جلوتر در سي خرداد شصت باز بر همين سياق چه جيغ و شيونها که  نکردند و چه اشک تمساحها که نريختند و چه خونخواهيها که از مجاهدين بابت خون ميليشيای مجاهد که توسط  جلاد ريخته شده بود ننمودند،بيايم جلوتر ، در اورسوراوآز و عباس پاسبان و اصغر تيشه را با فيگوراشون همه به ياد داريم…. رفتن به عراق و متعاقب آن تشکيل ارتش آزاديبخش ، ايضاٌ  همين ملودی. يادمان نميرود  که در حماسه فروغ جاويدان چگونه يک شبه عده ای بسان نظاميان واستراتژ ها ی کار کشته ظاهر شدند و چه نصايح و اندرزها اندر ابواب نظامی  و استراتژيک که ندادند ، جالب که همگی  نه دستی در آتش داشتند،سهل است، که هريک هزارها کيلومتر دورتر در کناره ها و"سيتی" های "امپرياليستی" جا خوش کرده بودند.

اين متخصصين مبارزه و کاريکاتورهای چه گوارا (با پوزش از انقلابی بزرگ چه گوارا) هيچگاه در هيچ مقطعی از اين ربع قرن خونبار نه تنها راه حلی چه درست و چه غلط  ارائه ندادند بلکه حتی قادر به سازماندهی عده ای بيش از انگشتان دست نيز نبودند . اشتباه نشود بحث فرد و افراد و تک نمود های فردی که پاکپازانه سر به پای آزادی نهادند و جاودانه شدند نيست،بلکه صحبت بر سر يک جريان مشخص و مادی سياسی است که رژيم را در ابعاد کلان و اجتماعی دچار بحران کند .

معمولا در رقابتهای ورزشی نفر برتر از سوی سايرين مورد تشويق و عنايت و حداقل بيان يک خسته نباشی قرار ميگيرد ، متاسفانه حتی اين روحيه ومروت در ميان "سياسيون" خارجه نشين ما نيست.

اگر مجموعه ی اتفاقات و در گيريهایاين ربع قرن خونين مجاهدين و مقاومت ايران و رژيم را نگاه کنيم

در تمام مقاطع همين ماجرا به انحاء مختلف برقرار بوده و مجاهدين عليرغم درگيری بی وقفه با رژيم ميبايست

تاوان عقب ماندگيها و وازده گيها بقيه را نيز ميپرداختند و در هر مقطع اين "هرکول" های سياسی نظامی      

جفت پا وارد حيطه ای ميشدند که اصولا از درک آن عاجز بودند. و هرجا قضايا سطحش از 1+2=3 فرا تر ميرفت جيغ و شيون شروع ميشد.

تصور کنيد که شاهکار نسبيت اينشتين را در مقابل يک کودک دبستانی بگذارند، فکر ميکنيد او درکی

از آن خواهد داشت؟ آيا راه حلش اين نيست که اين نوباوه حداقل يک ده پانزده سالی سر کلاس بنشيند و نمره قبولی بياورد تا به آن مرحله برسد؟حال اگر اين نوباوه سياسی که ميتواند "جو گندمی" هم باشد شروع به جيغ و داد کند که آی ايهاالناس بياييد خودتان قضاوت کنيد، کدام احمقی ميگويد که حرف E به تنهايی برابر حروف m  و cآنهم با يک عدد 2 بالای سرش است؟ اين توهين به مخاطبين است،اين چه هياهويی است که به پا کردِيد؟ حداقل اگر ميگفتيد E برابر  m است يک حرفی، اگرميگفتيد  E برابر c است ميگفتيم جهنم قبول ، چون  بالاخره  همشان جزء حروفند، ولی نه اينکه برابر هردوتاش با يک 2 بالاش،بس کنيد تا کی ميخواهيد اين اراجيف رابه اسم پيروزی به مردم قالب کنيد، اين يعنی اسارت، اين يعنی توبه نامه، اين يعنی حدر دادن خون شهدا، اين يعنی سرافکندگی، تسليت برشما ، خودتان را مسخره کرده ايد؟وووووووو.............

خوب ، شما چه جوابی خواهيد داد؟ اصلا شما جز گزيدن انگشت حيرت به دندان کاری وعکس العملی ازتان بر ميايد؟ آيا نخواهيد گفت

" دوچيز تيره ی عقل است دم فرو بستن       به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی"

رک و راست ، ماجرا اينست،و از نظر نگارنده مجاهدين اشتباه هولناکی کرده ا ند، آنها يک گناه بزرگ و غير قابل بخشش مرتکب شده ا ند، آنهم مبارزه تمام عيار عليه آخوندهای هست و نيست بر باد ده ايران و ايرانی.

اگر آنها از روز اول مثل بچه آدم آرام ميگرفتند و وارد اين مبارزه نميشدند اصلا اين حرفها پيش نمی آمد و

تمام "هرکول" های سياسی در خارجه به تعادل ميرسيدند و آرام ميگرفتند .

 

واقعاٌ چه حال و صفايی داره وقتی آدم در سواحل آفتابی ينگه دنيا لم بده وهمزمان با شکسته  نفسی و تواضع انقلابی! مسئوليت و رهبری تئوری و عملی و سياسی و نظامی واستراتژيک پرولتاريای ايران ودر اوقات اضافه جهان را به عهده بگيره . بقول هموطنان کرمانشاهی،" کٍٍره چنی خوش  ميذشت".

مجاهدين اما با عينيت بخشيدن به  "هيهات مناالذله"بر اساس سنت مبارزاتی وآرمانی خود راه مقاومت در پيش گرفتند.و پشت مردم ايران را خالی نگذاشتند.

تاريخ ايران زمين نام مسعود و فرزندان نسل به خون تطهير شده ی او را و قهرمانان شرف ايران و ايرانی

در اشرف مقاوم را بر تارک خود خواهد نشاند و از آنها به نيکی و نيکنامی ياد خواهد نمود.

پيروزی بزرگ و استراتژيک شما   در" شطرنج"بغرنج منطقه  و ضربه ی کاری  بر استراتژی  رژيم ، بر

شما مجاهدين "اشرف"وسکاندار بی بديلتان مبارک باد.

با چشمانی اشکبار از شوق و قلبی مالامال از غرور وعزت وشرف ايرانی در شادی خود ما را هم شريک

بدانيد. 

 

 

                                                                                                     بهروز شهرياری

                                                                                                    27 ژوئيه 2004


(1)_مجاهد شهيد شهين حاتمی که در جريان بمباران اشرف   قطعه قطعه شد

(2)_مجاهد شهِيد حسين مشارزاده محرابی  بعد از بيش از سه دهه مبارزه ی حرفه ای در جريان

بمباران اشرف به شهادت رسيد



 
موارد مرتبط
· موارد ديگر: مقالات
· مطالب فرستاده توسط azadi


بيشترين مطلب خوانده شده از موضوع: مقالات:
خيـانـت و تاثيــر آن در تاريــخ


امتياز دهيد
ميانگين امتيازات: 5
تعداد آرا: 27


امتياز دادن به اين مطلب:

Excellent
Very Good
Good
Regular
Bad



چاپ / ارسال مطلب

 صفحه قابل چاپ  صفحه قابل چاپ

 ارسال اين متن به دوستان!  ارسال اين متن به دوستان!


Neue Seite 4

کلیه حقوق محفوظ است
مسئولیت مقالات به عهده منتشر دهندگان میباشد
تلاش ایران لیبرتی (ايران آزاد) برای رسانیدن اطلاعات هر چه بیشتر به مردم ایران میباشد.
مسلما انتشار مقالات خارجی و اخبار و مطالب که نشریات رژیم درج میکنند تایید محتوای یا جریانها منتشر کننده نیست و فقط برای اطلاع رسانی در این سایت منتشر میشود.


Neue Seite 2



All logos and trademarks in this site are property of their respective
Web site engine's code is Copyright © 2003 by PHP-Nuke. All Rights Reserved. PHP-Nuke is Free Software released under the GNU/GPL license.
Farsi project by farsiNuke.com
مقدار زمان ايجاد صفحه: 1.209 ثانيه