خوش آمديد به IRANE AZAD   www.iranliberty.com

جستجو هر مطلب



همه مطالب

صفحــــــه اصلـــــي 

آرشیـــــو مــــاهـــانه 

بهترين هاي سايت

 آرشیـــو موضوعــات
پیـــــوندهـــــــا








تماس با ما


براي فرستادن ايميل كليك كنيد!

azadi_azadi_azadi


موضوع اتفاقی

گزارشگران بدون مرز
[ گزارشگران بدون مرز ]

·گزارشگران بدون مرز: کودتای دولت علیه
·اعتراض گزارشگران بدون مرز به فیلترینگ
·ایران در آخرين رده آزادی رسانه ها
· كانادا بايد پرونده نقض حقوق بشر
·خبرنگاران بدون مرز قتل زهرا كاظمي را محكوم ك
·دستگيري مستمر خبرنگاران در سال 2004
·سالگرد قتل هاي زنجيره اي و جشن عاملان
·گزارشگران بدون مرز به دستگيري 2زن
·سازمان گزارشگران بدون مرز خواستار

مقالات

 

آیا تنهاترین راه شورای امنیت است،
جست وخیزهای مضحک مزدوراجاره ای
تأملی بر سیاست مماشات
«شهبانو»ي عمامه‌دار از ايران مي‌آيد!
دردهای مشترک مردم و هنرمندان
سیمای غرورآفرین مردم ایران
اولین شکوفه های بهاری سیاست مماشات
آقای کریمی و برداشتی که از فرهنگ داشت
غزل و مقاله ای نوروزی از پیرایه یغمایی

افسانۀ ُ فیلم سینمائی 300 واقعیّت دردناک امرو
زبان زرگری سیاسی را چگونه بیاموزیم!
شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا 3
آرزوهای برباد رفته !
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع
آقایان وخانمهای اتحادیه اروپا اینجا
آنان که درمورد زندان مینویـــسند ... ... ...
درگذشت پوران بازرگان – نقبی به خاطرات
اتحادیه اروپا و مـــــردم ایـــــران
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 4
انقلابیون سابق و چخ بختیارهای لاحق
داده فـتـوي بـه خـون اهل زمـين
همًه با هم برای حفظ نظام ضدانسانی
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 3
می خواهی دهانت را حسابی گشاد کنی ؟
گفتگوی آبراها میان با بی بی سی
اگراطلس کًنی ترمه بپوشی ،
تأملی بر گفتمان ثبات سازی در رژیم
سـوالاتي بي ربط ، بي جا وبي موقع 2
بقای رژیم آخوندهای بنیادگرا
اعدام واژه‌هاي بيگانه
سرنوشت سعید امامی در انتظار احمدی نژاد
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
سوالي بي ربط، بي جا و بي موقع
  
 دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
 خائن از دشمن بدتر است
در باره ی کج گذاری نخستین خشت
دزد ناشی به کاهدان می زند
 شاه، شاه! و خميني، خميني است!
 ژنو سنگر رویارویی با آخوند های ددمنش
 آغاز پایان رژیم 3
 این دیگه چه خوابی بود ؟
نکاح آسمانی و بیخوابی تاریخی
آغاز پایان رژیم ایران
آغاز پایان رژیم ایران 1
 معمّایِ میلانی در مناسبات آمریکا و آخوندها
 کیست که باید توبه کند؟
 ما از شما نه پول میخواهیم نه سلاح

 جــهـان بر ســر دو راهــی3
 مروارید 16
 رابطه دختر هشترودی با پسر نوح
 در حلقه محبت هابيليان
 نکته ای در باب نمود وماهیت
 تعارض حقوقی میان شعار و عمل
مروارید 15
نه این و نه آن !؟
 بوسه بر نطع خونين زنده خواران ولايت
گزارش نتيجه عمليات
درجواب نامه ای منسوب به الهه

 اندر احوالات یک معرکه گیر مونث
 

 چرا خائنـين از جلادان منفــــورتـــرند؟
 مــذاکـره
 در حاشيه ديدار فريبا هشترودي با مأموران
 مروارید 13
 و بدینسان است که کسی میمرد


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا


ادامه


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا

· شبکه لابی رژیم ایران
و جنبش
ضد جنگ

· شبکه لابی رژیم ایران
و پروژه هسته ای

· شبکه لابی رژیم
و شورای روابط خارجی

· شبکه لابی رژیم
و اردوگاه جهانی ارتجاع

شبکه لابی رژیم ایران و جنبش 2


نوشته و كتابهاي معصومي

 

 

  عبدالعلي معصومي
  محقق و تاريخ شناس

 نوروز, جشن ماندگار
 باده حافظ ـ سجّادة شيخ
 از مشروطه تا مصدّق (چهار خيزش ملّي)
 زنــــــدگيــنــــامة دكتـر شريعتي
 ديدبانان «حقوق بشر», از كارتر تا گري سيك
اعدام واژه‌هاي بيگانه
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
به ياد صادق هدايت 
جمهوري گيلان*

کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین
· تحميلكنندگانِ واقعيِ «جنگ تحميلي»


 
افشاگری اربابان تبليغات گمراه كننده 2
نوشته شده توسطazadi در جمعه، 11 ارديبهشت، 1383
ارسال شده توسط: azadi

 

 قسمت اول

 

تشكلهاي ظاهرا فرهنگي

يكي از تاكتيكهايي كه اطلاعات آخوندي در خارج كشور از آن بطور گسترده استفاده ميكند داير كردن محافل فرهنگي و صنفي در ظاهر  بي ارتباط با رژيم وحتي، منتقد رژيم است تا از آنها به مثابه پوشي براي كارهاي اطلاعاتي و تبليغي استفاده كند. وظيفه اين انجمن ها، تبليغات منفي عليه مقاومت مي باشد. از جمله اين انجمن ها مي توان به انجمن فرهنگي نهاوند كه از يك آدرس در كانادا استفاده مي كند، انجمن پيوند در هلند و سازمان دنا در آلمان، نام برد.  سايت هاي اينترنتي مانند مهديس، ايران-اينترلينك و...نيز از جمله اهرم هاي رژيم براي پخش اطلاعات غلط مي باشند. كليه اين انجمن ها و سايتهاي تبليغ عليه مجاهدين ، در پوش ارگانهاي مستقل وحتي ضد رژيم، عمل مي كنند.

بعنوان مثال، سايت ايران- اينترلينك، كه توسط فردي بنام آن خدابنده(سينگلتون) اداره ميشود، تماما متعلق به وزارت اطلاعات رژيم ايران است. ان سينگلتون قبل از راه اندازي اين سايت يك ماه به ايران سفر كرده بود. سايت اينترلينك  در ارتباط تنگاتنگ با شبكه وزارت اطلاعات در هلند و آلمان است و يكي از منابع اطلاعاتي آن «سازمان دنا در آلمان» ‌مي‌باشد. ..



اين سايت در معرفي خود، آشكارا ميگويد:  «هدف ما افشاي هر چه گسترده تر ماهيت واقعي مجاهدين است و به عنوان يك گروه فشار در اين رابطه فعاليت ميكنيم» و مي افزايد « اين سايت  براي خانواده ها و افرادي كه دوستان و آشنايانشان به عنوان اعضا و كادرهاي ناراضي سازمان مجاهدين خلق در عراق بلاتكليف و يا جانشان در خطر است، تاسيس شده است». محمد محدثين, مسئول كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت ايران در نامه اي به مدير بخش خاورميانه سازمان عفو بين الملل وي را در جريان سفر يك ماهه سينگلتون به ايران براي توجيه شدن توسط وزارت اطلاعات در زمستان سال 1380 قبل از براه انداختن سايت مذكور قرار داد. (9)اداره فدرال حراست از قانون اساسي آلمان در گزارش سالانه 1999 خود مينويسد: «سازمان مجاهدين خلق ايران و بازوي سياسي آن شوراي ملي مقاومت ايران كماكان در صدر فعاليتهاي سازمان اطلاعات ايران قرار دارند. براي مبارزه با اين فعاليتهاي اپوزيسيون در تبعيد ، واواك انجمنهاي فرهنگي مختلفي را تاسيس كرده است. اينها انجمنهاي پوششي هستند كه براي واواك و رژيم ايران كار ميكنند. غير از اين، واواك تلاش ميكند كه نشريات مختلفي را بعضا به اسم كساني كه بعضا خودشان را اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران  معرفي ميكنند، منتشر كنند و اين كاربراي اين است  كه خواننده را تحريك به برگشت از اين سازمان بكنند.» (10)

 

نفوذ و جاسوسي

نفوذ در سازمانهاي اپوزيسيون و در ميان تبعيديان و پناهندگان يك روش رژيم آخوندي است كه سالهاي متوالي به اين كار اشتغال داشته است و چه درجنگ رواني عليه مقاومت و چه در كسب اطلاعات براي طرحهاي تروريستي از اين اطلاعات به نحو گسترده اي استفاده ميكند.

مديريت ضداطلاعات ارتش آزاديبخش ملي ايران در اواخر سال 1376 اسامي 34 نفر از عناصر وزارت اطلاعات را كه از سال 1371 تا 1376 براي نفوذ در اين ارتش اعزام شده بودند, همراه با مشخصات و نشاني بيش از 150 تن از سركردگان و ماموران اطلاعات و آدرسها ومشخصات بيش از 60 پايگاه مخفي و هتلها و اماكن مورد استفاده وزارت اطلاعات, فاش كرد. (11).  در همين گزارش طرحهاي رژيم آخوندي براي «ترور فرماندهان و رزمندگان, مسموم كردن آب و غذا, جاسوسي و جمع آوري اطلاعات گردهماييها» و طرحهاي «فرار ساختگي از زندان رژيم» به عنوان يكي از شگردهاي وزارت اطلاعات براي «سفيدسازي» مامورانش به تفصيل برملا شد.

مديريت ضداطلاعات ارتش آزاديبخش در تيرماه 1381 نيز اسامي و مشخصات 36 تن ديگر از عناصر نفوذي وزارت اطلاعات را كه از زمان انتشار گزارش قبلي تا تير 1381 شناسايي شده بودند, فاش ساخت. (12). در اين گزارش 120 صفحه اي, جزييات وصل ارتباط, پرداخت پول و پاداش, آموزش ماموران درايران قبل از اعزام به خارج, توجيه براي ماموريت و انواع ماموريتهاي محوله به ماموران ذكر شده است. اين ماموريتها, به عنوان مثال, شامل جمع آوري اطلاعات, خرابكاري در تاسيسات, شعارنويسي در اماكن به نفع رژيم, شناسايي حلقات ضعيف درون مناسبات و جذب و استخدام آنها, دستگيري و يا كشتن اعضاي مقاومت درداخل كشور يا در منطقه مرزي, و طرحهاي ترور و كشتار از طريق مسموم كردن آب و غذاي اماكن استقرار نيروهاي مقاومت بود.

در اين گزارش همچنين اسامي 23 تن از مجاهدين كه توسط همين ماموران نفوذي به شهادت رسيدند, ذكر شده است. آنها عبارتند از عبدالرضا شطي احمديان, بهروز مجدآبادي, علي نوري, لقمان حاج خانيان, عبدالله توحيدي فر, پرويز احمدي, فرهاد طهماسبي, جمال آهني, محمود قلي زاده, هادي همايون, اكبر باقري, فيليپ يوسفيه, رامين گلاب قدكساز, احمد پهلوان شانديز, مهدي بابايي, عيسي حيدري, عبدالله نويد حسنلويي, محمود آگاه, حسين علمداري, محسن عرب محمدي, مهدي بايماني, منيره اكبري و مژگان زاهدي. علاوه بر اينها, دهها تن ديگر توسط مزدوران نفوذي در داخل ايران به دام افتاده و اعدام شدند و صدها تن اسير شده اند.

به رغم همه اين جنايات وحشيانه, همانطور كه سازمانهاي بين المللي مدافع حقوق بشر نيز در جريان جزييات امر قرارگرفته اند, هيچيك از اين نفوذيهاي دستگير شده مجازات نگرديد بلكه همه آنها به ايران بازگردانده شدند. (براي شرح بيشتر اين سياست عفو مقاومت به فصل 15 مراجعه كنيد)

در سالهاي اخير چندين كيس نفوذ و جاسوسي عليه پناهندگان و مخالفان ايراني در اروپا توسط سرويسهاي امنيتي كشورهاي مختلف كشف شده و در مواردي اين دستگيريها به محاكمه منجر شده است. در ژانويه 2000 يك مامور وزارت اطلاعات در آلمان بنام حميد خرسند بدليل اقدام براي نفوذ به درون هواداران مجاهدين و شوراي ملي مقاومت در آلمان بقصد كسب اطلاعات و زمينه سازي براي ترورافراد اين سازمان در يك دادگاه برلين محكوم گرديد.

در كيفر خواست صادره توسط دادستان فدرال متد هاي استفاده شده توسط خرسند  منجمله  نفوذ به درون جامعه هواداران مجاهدين، استناد به شواهد متعدد جاسوسي و حتي اسامي رابطين خرسند در وزارت اطلاعات آمده  بود. براساس اين كيفرخواست هدف ضربه زدن به مقاومت ايران بود و حداقل در  دو مورد و ي12500 مارك از وزارت اطلاعات دريافت كرد. در كيفرخواست همچنين آمده است كه: درابتدا فعاليت هاي وي توسط يك مامور وزارت اطلاعات كه وابسته به كنسولگري ايران در برلين بود هدايت مي شد. بعد از اخراج اين فرد در آوريل 1997 و بدنبال دادگاه ميكونوس، متهم توسط  تلفن از تهران بوسيله فردي بنام سيد راهنمايي مي شد.

در تماس ها مقام وزارت اطلاعات مستمرا از خرسند مي خواست كه بهر وسيله اي به مجاهدين نزديك تر شود و مستمرا به او انتقاد ميكردند كه نتوانسته اين كار را خوب انجام دهد. متعاقبا وي ارتباطاتش با دفتر كلن مقاومت را افزايش داد  كه اطلاعات بيشري تهيه كند ولي مستمر به سيد مي گفت چيزي از اين جا در نمي آيد.

 

شهادت ماموران حراست از قانون اساسي

در جريان محاكمه،  شهادت بسيار قابل توجه  دو تن از ماموران حراست از قانون اساسي آلمان بخشي از فعاليت هاي رژيم ملايان عليه مجاهدين وشوراي ملي مقاومت را برملا كرد. يكي از آنها در شهادت خود منجمله فاش ساخت كه خرسند از سال 1374 با رژيم همكاري اطلاعاتي داشته است و بطورمشخص با كاظم دارابي كه در جريان قتل رهبران كرد ايراني در ميكونوس شركت داشت و اكنون در زندان است، در ارتباط بوده است. وي با اشاره به حساسيت ويژه رژيم روي شناسايي مجاهدين گفت  يك مكالمه ضبط شده بين «سعيد» (مقاوم وزارت اطلاعات در تهران) و خرسند در مورد ليلا (خانم مهين افشار از مقامات مجاهدين)، نشان  مي دهد كه آنها بجد فعاليت هاي اپوزيسيون، جامعه هواداران آنها و شبكه شان را دنبال مي كنند. وي افزود فعاليت هاي مجاهدين علني است و رژيم تلاش مي كند اسامي مسئولين آنها را دربياورد. و ي همچنين تاكيد كرد كه  ما از تجربه ميكونوس آموخته ايم كه ماموران ايران صرفا دنبال اطلاعات نيستند، اين اطلاعات براي استفاده درعمليات تروريستي عليه مخالفين مي باشد.

يك مامور  ديگر اداره حراست از قانون اساسي نيز در شهادت خود جزئيات بيشتري در مورد ماموران وزارت اطلاعات در آلمان ارائه نمود و تاكيد كرد كه ما مطمئن هستيم كه خرسند مامور  وزارت اطلاعات مي باشد. وي توضيح داد كه قبل از دادگاه ميكونوس اغلب ماموران وزارت اطلاعات در سفارت ايران مشغول بكار بودند و بطور مشخص طبقه سوم سفارت ايران در بن در اختيار آنان بود. وي گوشه اي از شيوه هاي رژيم را نيز فاش ساخت و منجمله گفت كه رژيم براي توجيه ماموران خود در اروپا از كشور سوم مانند تركيه و مالزي و...استفاده مي كرد. وي در رابطه با مجاهدين گفت آنها 30 سال سابقه فعاليت سياسي دارند و هر چند در ايران درگير يك مبارزه نظامي با رژيم مي باشند ولي درخارج كشور صرفا درگير فعاليت هاي تبليغي و افشاي رژيم مي باشند. بعنوان مثال آنها از سفر مقامات رژيم به اروپا براي تظاهرات افشاگرانه استفاده مي كنند. وزارت اطلاعات ايران خيلي علاقمند به گردآوري اطلاعات راجع به اينگونه فعاليت هاي آنها مي باشد. آنها حتي مي خواهند بدانند دقيقا چند بلند گو  استفاده مي كنند، چطور تظاهرات را برگزار مي كنندتا بتوانند آنرا برهم بزنند. مهمتر از همه مي خواهند بدانند سازماندهندگان اين برنامه ها چه كساني هستند. بعنوان مثال ازطريق حميد خرسند آنها مي خواستند فردي بنام ليلا را در آلمان تحت شناسايي و مراقبت قرار دهند و حتي او را ترور كنند. همانطور كه در تركيه كردند. آنها خانمي بنام رجبي را شناسايي كرده و بعد او را بهمراه همراهش تروركردند. وي همچنين تاكيد كرد كه وزارت اطلاعات ايران همه تلاش خود را معطوف به شناسايي مجاهدين نموده است و سازمان مجاهدين نيز تمام تلاشش را براي يك كارزار سياسي عليه رژيم در اروپا  بكار ميگيرد. مجاهدين تنها سازمان فعال  اپوزيسيون ايران در جريان جي هشت و...هستند. آنها در سطح پارلمان نيز فعال مي باشند. دولت ايران سعي مي كند كه به آنها ضربه بزند. آنها ارتباطات زيادي نيز در مطبوعات دارند. اطلاعات جالبي هم در اختيار مطبوعات قرار مي دهند. آنها حتي اسامي بسياري از جاسوسان رژيم را در اختيار مطبوعات قرار داده اند.

 

قتل كشيشان مسيحي

 پخش اطلاعات غلط و طرح اتهامات كذب عليه مجاهدين  امر جديدي نيست.بررسي  اجمالي برخي از موارد قبلي بخوبي ماهيت تبليغات كنوني رژيم را نيز كه تحت عناوين مختلف انجام مي شود، روشن مي كند

 در فاصله كوتاهي در سال 1372 و 1373، سه تن از رهبران مسيحي سرشناس در ايران، اسقف اسقف هائيك هوسپيان مهر،  كشيش مهدي ديباج و اسقف تدهيس ميكائيليان  يكي پس از ديگري ناپديد شده و بطرز مشكوكي به قتل رسيدند.

در تاريخ 16 خرداد 1373 مهدي ديباج درمسير تردد به فرودگاه مهرآباد ربوده شد. مدتي بعد جسد وي كه با ضربات چاقو قطعه قطعه شده بود، در يك منطقه متروكه پيدا شد. ديباج، يك رهبر كليساي انجيلي، كه ازسال 1365 زنداني شده و توسط يك دادگاه در شهر ساري در زمستان 1372 به  جرم ارتداد به مرگ محكوم شده بود، به دليل  فشارهاي بين المللي گسترده  در بهمن 1372  آزاد شد. وي در ماه خرداد ناپديد شد و جسد مثله شده اش، يك ماه بعد در پاركي در تهران پيدا شد.

در تاريخ 11 بهمن 1372، جسد اسقف هائيك هوسپيان مهر در يك منطقه جنگلي در نزديكي تهران پيدا شد. وي سه روز بعد از آنكه مهدي ديباج از زندان آزاد شد، ناپديد گرديد و 11 روز بعد، جسدش كه آثار ضربات چاقو بر آن مشهود بود به خانواده اش تحويل داده شد. هوسپيان مهر در موضع رئيس كليساي  انجيلي در ايران،  به نحو خستگي ناپذيري براي آزادي ديباج از زندان فعاليت كرده بود و يك مبلغ بي پرواي آزادي مذاهب در ايران بود.

اسقف تدهيس ميكائيليان توسط مأموران وزارت اطلاعات در  تيرماه 1373 در تهران به قتل رسيد. ميكائيليان كه بعد از قتل هائيك هوسپيان مهر، جايگزين وي در كليساي  انجيلي شده بود، روز 8 تير 1373 مفقود شد و همان شب به قتل رسيد. اما وزارت اطلاعات جسد وي را در 11 تير 1373 به پسرش تحويل داد.

در همان زمان، وزارت اطلاعات و مقام هاي رژيم از هيچ فرصتي براي متهم كردن مجاهدين به ارتكاب اين جنايات فروگذار نكردند و حتي با ترتيب دادن يك  كنفرانس مطبوعاتي ساختگي، سه زن را  كه مدعي بودند ازاعضاي مجاهدين هستند به صحنه آوردند تا به انجام اين جنايات به دست مجاهدين اعتراف كنند.

 البته اين نمايش مضحك كسي را نفريفت و مراجع مختلف بين المللي نسبت به صحت اين نمايشها ابراز ترديد نموده و تصريحاً يا تلويحاً رژيم را مسئول اين جنايات معرفي كردند. جرمي هنلي، معاون  وقت وزيرخارجه انگليس  در اين خصوص طي نامه اي نوشت: «عليرغم علني بودن اين محاكمه، نميتوان گفت كه عدالت رعايت شده است... برداشت اين بود كه اين يك محاكمه صحنه سازي شده بود». (13)  گزارشگر ويژه سازمان ملل در گزارش خود تصريح كرد:«‌عبدالفتاح عامور،گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد بردباري مذهبي :«دولت ايران ظاهراً تصميم گرفت كه اين رهبران پروتستان را اعدام كند تا نه تنها سازمان مجاهدين را با انداختن مسئوليت اين جنايات به گردنش، در خارج ايران بي‌آبرو كند، بلكه مي‌خواست جامعه پروتستان را نيز بدون سر كند و آن را وادار كند كه از تغيير دين مسلمانان دست بردارد.» (14)

  آنچنانكه بعداً ، در جريان اوج گيري تضادهاي دروني رژيم،مقامات حكومتي اعتراف كردند، گرداننده اين صحنه سازي سيعد امامي، معاون امنيتي وزارت  اطلاعات ويكي از چهره هاي كليدي قتل هاي زنجيره اي پاييز 1377، بود. در اين خصوص، روزنامه حكومتي همشهري نوشت: «گفته مي‌شود تعدادي از نمايندگان اقليتهاي مذهبي در مجلس شوراي اسلامي قصد دارند با ارائه نامه‌يي به وزير اطلاعات خواستار باز شدن پرونده قتل سه كشيشي شوند كه چند سال پيش توسط سه تن از منافقين كشته شدند.‌ دليل اين خواسته دخيل بودن سعيد امامي(اسلامي) در اين پرونده عنوان شده است.ظاهراً در زمان بررسي پرونده قتل سه كشيش، نمايندگان اقليتها در مجلس شوراي اسلامي جلسه مواجهه‌يي با منافقين مزبور داشته‌اند كه توسط سعيد امامي معاون وزير اطلاعات وقت براي توجيه نمايندگان ترتيب داده شده بود.»(15)

وزير كشور وقت، عبدالله نوري در روزنامه خرداد نوشت: «چطور وقتي برخي  از كشيشهاي مسيحي به  قتل رسيده  و پس از تكه‌تكه شدن  در فريزر جاسازي شدند، قاتلان به  مردم معرفي نشدند».(16) همين روزنامه دو هفته بعد نوشت: «كساني كه تحت عنوان هواداران مجاهدين «در مصاحبه‌اي تلويزيوني مسئوليت قتـل كشيشها را به  عهده  گرفتند چه رابطه‌اي با سعيد امـامـي (شماره 2وزارت اطلاعات در آن زمان)‌ داشته‌اند؟ كشيشهاي ايراني در سال 94 به  چه  جرمـي ربوده  شده  و پس از قطعه‌قطعه  شدن در يخچال نگهداري شدند؟ افرادي كه به جرم ارتكـاب قـتـل كشيشها به مصاحبه  تلويزيوني  وادار شدند، چگونه تـن به چنين مصاحبه‌هايي دادند و سرنوشت آنها به  كجا انجاميد؟» در اين مقاله با اشاره به اين كه اين قتلها بر اساس يك حكم شرعي صورت گرفته، آمده است: «مجوز شرعـي ايـن قتلها توسط چه  كساني صادر شده  است؟» (17)

اكبر گنجي يكي از فرماندهان سابق سپاه پاسداران كه اكنون مورد غضب جناح غلب رژيم قرار گرفته  در روزنامه آريا، نوشت:« آيا به قتل رساندن كشيشها به وسيله توابين سابق و به گردن منافقين انداختن راه حلي نبود كه ما را هم از روحانيون مسيحي خلاص ميكرد و در ضمن سازمان مجاهدين بي حيثيت را بي‌آبروتر ميكرد؟ » (18)

انفجار حرم امام رضا

 روز 30 خرداد 1373، بمب پر قدرتي در حرم امام رضا،‌هشتمين امام شيعيان در شهر مشهد در شمال شرق ايران منفجر شد.‌در آن زمان،‌مانند تمامي ساعات شبانه‌روز، حرم مزبور مملو از انبوه زائراني بود كه بر گرد ضريح مشغول "طواف"‌حرم بودند،‌و دهها نفر كشته و مجروح شدند. چند ساعت بعد،‌تصاوير ناراحت كننده دست و پاهاي قطع شده و شيشه‌هاي خرد شده كه بي‌محابا از تلويزيون حكومتي پخش مي‌شد وجدان بينندگان را در سراسر ايران تحت تاثير قرار داد.‌..

 بمحض انتشار خبر انفجار خامنه اي رهبر رژيم به صحنه آمد و در  راديو دولتي گفت:‌«منافقين كوردل وخائن نشان مي‌دهند براي حريم مقدس اهل بيت عصمت وطهارت نيز هيچ گونه حرمتي قائل نيستند و زمان  و مكاني بدين عظمت و قداست و مانع و رادع خونخواري و ددمنشي و كينه سبعانه آنان نسبت به ملت ايران نيست.» (19) رژيم آخوندي در صدد بهره برداري سياسي و بين‌المللي از اين اقدام جنايتكارانه بر آمد. ولايتي، وزير امور خارجه وقت رژيم، تمامي سفراي  خارجي مقيم تهران را به وزارت خارجه فرا خواند و از آنها صراحتاً خواست از دولتهاي متبوع خويش بخواهند در اين مورد موضع‌گيري كرده مجاهدين و مقاومت ايران را محكوم كنند.

چندي بعد، رژيم در يك صحنه سازي مضحك مدعي شد فردي كه بمب را در حرم امام رضا قرار داده هنگام تلاش براي خروج از مرز كشور در درگيري  مجروح شده و اعتراف كرده عضو مجاهدين بوده است. اما دو روز بعد رژيم اعلام كرد كه وي بدليل شدت جراحات فوت كرده است. به نظر مي رسد كه اين فرد موهوم مزبور، قبل از اينكه آخرين نفس را بكشد، فقط توانسته بود به مامورين رژيم بگويد عضو "مجاهدين"‌بوده و با دستور آنها اقدام به اين بمب‌گذاري كرده است!

برغم اين تبليغات، اما، كمتر كسي در داخل و خارج ايران دروغپردازي هاي گوبلز مأبانه  آخوندها را در اين زمينه باور كرد. تا آنجا كه ارگان هاي تبليغاتي آن نسبت به بي اعتنايي دولت ها و ارگانهاي ذيربط بين المللي در قبال تبليغات دروغين ملايان زبان به اعتراض گشودند.

روزنامه رسالت در خبري با عنوان «بي‌سابقه‌ترين سانسور خبري غربي ـ صهيونيستي عليه ايران» نوشت: « در حالي كه طول سه هفته گذشته بيش از 300خبر، گزارش، تفسير و... در مورد ترور دو كشيش مسيحي، انفجار حرم مطهر رضوي و...و مسجد مكي زاهدان بر روي تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي مخابره شده است رسانه‌هاي گروهي صهيونيستي غربي كه به‌ويژه حساسيت خاصي نسبت به رويدادهاي مربوط به ايران نشان مي‌دهد به گونه‌يي هماهنگ در برابر اين اعمال تروريستي سكوت اختيار كرده‌اند و حتي به حمايت آشكار از عوامل منافق برخاسته‌اند.» (20)

نهايتاً در جريان افشاي قتلهاي سياسي زنجيره اي، رسانه هاي  گروهي رژيم اعتراف كردند كه نسبت دادن  انفجار حرم امام رضا نيز مانند قتل كشيشان مسيحي توسط وزارت اطلاعات و به منظور مخدوش كردن چهره مجاهدين طراحي و به مرحله اجرا گذاشته شده بود. روزنامه خرداد  در اين باره نوشت: « آيا كسـانـي كه  به  منظور ايجاد فشار بر روي مسئولان كشور براي جلوگيري از رسـيـدگـي بـه  پرونده ، در معابر عمومي دست به  انفجار ميزنند ممكن نيست براي خنثـي كـردن پيامدها و فشارهاي جهاني نسبت به  قتل كشيشها و حوادث مسجد فيض مشـهـد و درگيري در زاهدان كه  به  قتل عده اي از برادران اهل سنت منجـر شـد، حـادثـه  انفجار چند سال پيش در حرم مطهر امام رضا و نيز حرم مطهر امام خميـنـي)ره ( را برنامه ريزي كرده  باشند تا با زنجيره اي جلـوه  دادن ايـن مـجـمـوعـه  حـوادث، احتمال داخلي بودن ماجراي كشيشها و... را مـنـتـفـي كـرده  و هـيـچ كـس از مسئولان كشور نيز به  آنها مظنون نشود؟» (21)


پاورقي ها:

1.         يوزف گوبلز, وزير تبليغات هيتلر, 1938

2.         «اسناد طرح ها و توطئه هاي ”سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي” رژيم آخوندي, فصل سوم, انتشارات ايران كتاب بهمن 1377

3.         اطلاعيه كميسيون ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت, 2 ارديبهشت 1381 – بخش ضمائم

4.         روزنامه يوتوبوريز پستن, 19 ژانويه 2002

5.         سازمان پاكس كريستي, سند رسمي سازمان ملل, 22 اوت 1996, بخش ضمائم

6.         عباس ميناچي, نامه به پروفسور موريس كاپيتورن, 14 اوت 1998,  بخش ضمائم

7.         سوكميسيون منع تبعيض و حمايت از اقليتهاي ملل متحد,  قطعنامه 16 اوت 1996, بخش ضمائم

8.         دست آشكار ايران درتروريسم, روزنامه واشنگتن تايمز, 14 مارس 1996

9.         محمد محدثين, نامه به جون ري, 20 ژانويه 2003

10.      اداره فدرال حراست از قانون اساسي آلمان , گزارش سالانه 1999.

11.      نشريه مجاهد, شماره 380, يازدهم اسفند 1376

12.      نشريه مجاهد  شماره 592, يازدهم تير 1381

13.      نامه جرمي هنلي , 4 دسامبر 95, بخش ضمائم.

14.      گزارش گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد بردباري مذهبي, عبدالفتاح عامور, 20 بهمن 1374.

15.      روزنامه همشهري, 3تيرماه 1378

16.      روزنامه خرداد, 8آبان 1378

17.      روزنامه خرداد, 27 آبان 1378

18.      روزنامه آريا, 13 آذر 1378

19.      راديو دولتي, 30 خرداد 1373

20.      روزنامه رسالت, 25 تيرماه 1373

21.      روزنامه خرداد, 29 آبان 1378



 
موارد مرتبط
· موارد ديگر: افشاگری
· مطالب فرستاده توسط azadi


بيشترين مطلب خوانده شده از موضوع: افشاگری:
سايت وزارت اطلاعات


امتياز دهيد
ميانگين امتيازات: 4.85
تعداد آرا: 20


امتياز دادن به اين مطلب:

Excellent
Very Good
Good
Regular
Bad



چاپ / ارسال مطلب

 صفحه قابل چاپ  صفحه قابل چاپ

 ارسال اين متن به دوستان!  ارسال اين متن به دوستان!


Neue Seite 4

کلیه حقوق محفوظ است
مسئولیت مقالات به عهده منتشر دهندگان میباشد
تلاش ایران لیبرتی (ايران آزاد) برای رسانیدن اطلاعات هر چه بیشتر به مردم ایران میباشد.
مسلما انتشار مقالات خارجی و اخبار و مطالب که نشریات رژیم درج میکنند تایید محتوای یا جریانها منتشر کننده نیست و فقط برای اطلاع رسانی در این سایت منتشر میشود.


Neue Seite 2



All logos and trademarks in this site are property of their respective
Web site engine's code is Copyright © 2003 by PHP-Nuke. All Rights Reserved. PHP-Nuke is Free Software released under the GNU/GPL license.
Farsi project by farsiNuke.com
مقدار زمان ايجاد صفحه: 0.775 ثانيه