خوش آمديد به IRANE AZAD   www.iranliberty.com

جستجو هر مطلب



همه مطالب

صفحــــــه اصلـــــي 

آرشیـــــو مــــاهـــانه 

بهترين هاي سايت

 آرشیـــو موضوعــات
پیـــــوندهـــــــا








تماس با ما


براي فرستادن ايميل كليك كنيد!

azadi_azadi_azadi


موضوع اتفاقی

در درون رژیم
[ در درون رژیم ]

·ثبت نام برای عملیات انتحاری
·كشمكشهاي جناح هاي رژيم پس
·ثبت نام برای عملیات تروریستی
·مشاركت خروج از حاكميت را كنار گذاشت
·پانصد ميليون دلاربين مقامات ايران
·ايران به تسليحات كشتار جمعي دست مـي‌يابد
·مردم به يك مشت گاو رأي مي‌‏دهند
·تقدسي کارتي سوخته شده

مقالات

 

آیا تنهاترین راه شورای امنیت است،
جست وخیزهای مضحک مزدوراجاره ای
تأملی بر سیاست مماشات
«شهبانو»ي عمامه‌دار از ايران مي‌آيد!
دردهای مشترک مردم و هنرمندان
سیمای غرورآفرین مردم ایران
اولین شکوفه های بهاری سیاست مماشات
آقای کریمی و برداشتی که از فرهنگ داشت
غزل و مقاله ای نوروزی از پیرایه یغمایی

افسانۀ ُ فیلم سینمائی 300 واقعیّت دردناک امرو
زبان زرگری سیاسی را چگونه بیاموزیم!
شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا 3
آرزوهای برباد رفته !
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع
آقایان وخانمهای اتحادیه اروپا اینجا
آنان که درمورد زندان مینویـــسند ... ... ...
درگذشت پوران بازرگان – نقبی به خاطرات
اتحادیه اروپا و مـــــردم ایـــــران
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 4
انقلابیون سابق و چخ بختیارهای لاحق
داده فـتـوي بـه خـون اهل زمـين
همًه با هم برای حفظ نظام ضدانسانی
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 3
می خواهی دهانت را حسابی گشاد کنی ؟
گفتگوی آبراها میان با بی بی سی
اگراطلس کًنی ترمه بپوشی ،
تأملی بر گفتمان ثبات سازی در رژیم
سـوالاتي بي ربط ، بي جا وبي موقع 2
بقای رژیم آخوندهای بنیادگرا
اعدام واژه‌هاي بيگانه
سرنوشت سعید امامی در انتظار احمدی نژاد
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
سوالي بي ربط، بي جا و بي موقع
  
 دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
 خائن از دشمن بدتر است
در باره ی کج گذاری نخستین خشت
دزد ناشی به کاهدان می زند
 شاه، شاه! و خميني، خميني است!
 ژنو سنگر رویارویی با آخوند های ددمنش
 آغاز پایان رژیم 3
 این دیگه چه خوابی بود ؟
نکاح آسمانی و بیخوابی تاریخی
آغاز پایان رژیم ایران
آغاز پایان رژیم ایران 1
 معمّایِ میلانی در مناسبات آمریکا و آخوندها
 کیست که باید توبه کند؟
 ما از شما نه پول میخواهیم نه سلاح

 جــهـان بر ســر دو راهــی3
 مروارید 16
 رابطه دختر هشترودی با پسر نوح
 در حلقه محبت هابيليان
 نکته ای در باب نمود وماهیت
 تعارض حقوقی میان شعار و عمل
مروارید 15
نه این و نه آن !؟
 بوسه بر نطع خونين زنده خواران ولايت
گزارش نتيجه عمليات
درجواب نامه ای منسوب به الهه

 اندر احوالات یک معرکه گیر مونث
 

 چرا خائنـين از جلادان منفــــورتـــرند؟
 مــذاکـره
 در حاشيه ديدار فريبا هشترودي با مأموران
 مروارید 13
 و بدینسان است که کسی میمرد


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا


ادامه


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا

· شبکه لابی رژیم ایران
و جنبش
ضد جنگ

· شبکه لابی رژیم ایران
و پروژه هسته ای

· شبکه لابی رژیم
و شورای روابط خارجی

· شبکه لابی رژیم
و اردوگاه جهانی ارتجاع

شبکه لابی رژیم ایران و جنبش 2


نوشته و كتابهاي معصومي

 

 

  عبدالعلي معصومي
  محقق و تاريخ شناس

 نوروز, جشن ماندگار
 باده حافظ ـ سجّادة شيخ
 از مشروطه تا مصدّق (چهار خيزش ملّي)
 زنــــــدگيــنــــامة دكتـر شريعتي
 ديدبانان «حقوق بشر», از كارتر تا گري سيك
اعدام واژه‌هاي بيگانه
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
به ياد صادق هدايت 
جمهوري گيلان*

کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین
· تحميلكنندگانِ واقعيِ «جنگ تحميلي»


 
افشاگری اربابان تبليغات گمراه كننده 1
نوشته شده توسطazadi در پنجشنبه، 10 ارديبهشت، 1383
ارسال شده توسط: azadi

 

 

 

 

”دروغي بگوييد كه باندازه كافي بزرگ باشد,
بعد آن را باندازه كافي تكرار كنيد, تمام دنيا آن را باور خواهد كرد».

                                                                            يوزف گوبلز(1)

 

در يكي از اسناد محرمانه «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي», از ارگانهاي اصلي صدور بنيادگرايي و «انقلاب اسلامي» به خارج كشور, با تاكيد بر اهميت جنگ رواني عليه مجاهدين و مقاومت ايران آمده است: «جنگ رواني جزيي از هرگونه استراتژي اصلي و عمده است, نه اين كه خود يك تكنيك خاص باشد».(2)

رژيم آخوندي سرمايه گذاري عظيمي روي اين استراتژي, يعني «جنگ رواني» عليه مقاومت, كرده و دستگاه عريض وطويلي براي آن به كار انداخته است. وزارت اطلاعات, سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي, وزارت خارجه, وزارت ارشاد و سپاه پاسداران همگي در اجراي طرحهاي جنگ رواني عليه مجاهدين كه عموما بايد به تاييد شوراي عالي امنيت ملي برسد, دست دارند.

اين ماشين عظيم در پشت بسياري از وقايعي قرار دارد كه براي افراد نامطلع از وجود چنين دم و دستگاهي, ممكن است تصادفي و فاقد طرح و سازماندهي جلوه كنند. به عنوان مثال, ناگهان مشاهده مي شود كه خبرهاي نسبتاً مشابهي دال بر دخالت مجاهدين در امور داخلي عراق يا سركوب كردها و شيعيان در اين كشور, همزمان در برخي روزنامه هاي درجه چندم در كشورهاي اروپايي يا آمريكايي منتشر مي شود. يا يكشبه سروكله تعدادي «پناهجو» در اروپا پيدا مي شود كه مدعي هستند سالها قبل توسط مجاهدين مورد بدرفتاري قرار گرفته اند. و يا يك روزنامه تابلويد يك مقاله جنجالي در مورد قاچاق مواد مخدر  توسط مجاهدين منتشر مي كند...

اين ماشين عظيم در پشت بسياري از وقايعي قرار دارد كه براي افراد نامطلع از وجود چنين دم و دستگاهي, ممكن است تصادفي و فاقد طرح و سازماندهي جلوه كنند. به عنوان مثال, ناگهان مشاهده مي شود كه خبرهاي نسبتاً مشابهي دال بر دخالت مجاهدين در امور داخلي عراق يا سركوب كردها و شيعيان در اين كشور, همزمان در برخي روزنامه هاي درجه چندم در كشورهاي اروپايي يا آمريكايي منتشر مي شود. يا يكشبه سروكله تعدادي «پناهجو» در اروپا پيدا مي شود كه مدعي هستند سالها قبل توسط مجاهدين مورد بدرفتاري قرار گرفته اند. و يا يك روزنامه تابلويد يك مقاله جنجالي در مورد قاچاق مواد مخدر  توسط مجاهدين منتشر مي كند...



مادام كه اطلاعات دقيق و موثقي حول نحوه پيشبرد چنين اقداماتي توسط ارگانهاي مشخص رژيم آخوندي وجود نداشته باشد, خواننده منطقي حق دارد ترديد كند كه مقاومت نيز همانقدر كه رژيم آخوندي در توليد اين اكاذيب نفع دارد, در تكذيب آن ذينفع است و نتيجه بگيرد كه بايد با اين دعاوي و ضددعاوي محتاطانه برخورد كرد. اما مقاومت ايران, با اتكا به شبكه اطلاعاتي قوي خود در داخل ايران, موفق شده بسياري از ارگانها و افراد دست اندركار اين «جنگ رواني» را شناسايي نموده و اسناد و مدارك محرمانه اي از اين فعاليتها را افشا كند. در اين فصل به بررسي برخي از وجوه اين جنگ رواني و دست اندركاران آن مي پردازيم.

بالاترين ارگان هماهنگ كننده جنگ رواني عليه مقاومت ايران, شوراي عالي امنيت ملي است. رياست اين شورا با خاتمي است و دبير آن آخوند حسن روحاني از افراد نزديك به هاشمي رفسنجاني و دبير اجرايي آن علي ربيعي از معاونان سابق وزارت اطلاعات موسوم به عباد و از نزديكان خاتمي مي باشد. تصميمات مهم اين شورا عموما به تاييد خاتمي ميرسد.

هرچند تبليغات گسترده آخوندها عليه مجاهدين از همان فرداي تكيه زدن بر اريكه قدرت آغاز شد, اما آنچه كه امروز جنگ رواني عليه مجاهدين مي خوانيم پديده اي است كه بعد از جنگ 1991 متحدان با عراق آغاز گرديد. در آن سالها, ملايان حاكم در صدد برآمدند تا با بهره برداري از وضعيت جديد بعد از جنگ در منطقه, كار مخالفان اصلي خود يعني مجاهدين را يكسره كنند.  وزارت اطلاعات بسرعت گسترش يافت و حيطه فعاليت هاي آن افزايش يافت. همزمان با افزايش فعاليتهاي تبليغاتي عليه مجاهدين, دستگاه ترور ملايان نيز كار خود را عليه مخالفان و بويژه فعالان مقاومت گسترش داد. از سال 1369 تا 1372, جوخه هاي مرگ وزارت اطلاعات چهره هاي سرشناس اپوزيسيون و فعالان آن را در ژنو, رم, كراچي, استانبول, پاريس, برلين, دوبي, اسلو, استكهلم و بغداد هدف قرار دادند.  همزمان با اين تهاجم تروريستي, وزارت اطلاعات از طريق استخدام تعداد معدودي از بريده هاي مجاهدين در اروپا, يك كارزار پخش اكاذيب عليه مقاومت را پيش مي برد.

وزارت اطلاعات عليه مخالفين ايراني در اروپا طي سالهاي 1990 بسيار فعال بوده است. گزارشات ساليانه وزارت خارجه آمريكا عليه تروريسم جهاني لا ينقطع از رژيم بعنوان «فعال ترين كشور حامي تروريسم» در جهان نام مي برند. يك مقام بالاي دولت ايران اعتراف كرد كه وزارت اطلاعات «صدها» حمله تنها درعراق عليه سازمان مجاهدين خلق ايران در زماني كه سعيد امامي معاون وزارت اطلاعات بود انجام داده است. در مارس 1996 دادستان فدرال آلمان يك حكم جلب بين المللي عليه وزير اطلاعات وقت ايران علي فلاحيان بخاطر صدور فرمان ترور 4 ايراني مخالف در رستوران يوناني ميكونوس دربرلين در 17 سپتامبر 1992 را صادر كرد دادستانان فدرال آلمان در آخرين بيانيه هايشان در اين مورد در سال 1996 اعلام كردند رهبر معنوي ايران خامنه اي و رئيس جمهور وقت رفسنجاني نيز عمليات مذكور را تاييد كرده اند. احكام محكوميت درمورد چهار تن از متهمين دادگاه در آوريل 1997 صادر شد و دادگاه نتيجه گرفت كه يك كميته مشترك براي عمليات ويژه متشكل از خامنه اي, رفسنجاني , علي فلاحيان وزير اطلاعات و علي اكبر ولايتي وزير خارجه مسئول تاييد نقشه هاي ترور مخالفان ايراني در خارجه بوده است. سفارت خانه هاي ايران اغلب كانون فعاليتهاي اطلاعاتي و تروريستي عليه مخالفين در خارج بوده اند. يك مؤسسه بين المللي امنيت بنام ”امنيت جهاني” گزارش كرد:«يك مثال از تلاشهاي همآهنگ وزارت اطلاعات ايران درنمايندگي ديپلماتيك ايران در بن درخيابان گدسبرگر شماره 133 تا 137 قابل مشاهده است. اين مكان ستاد سرويس هاي اطلاعاتي ايران در اروپا محسوب مي شود. حدود 20 كارمند براي وزارت اطلاعات و امنيت در اين محل كار مي كنند, جايي كه شش دفتر و يك اتاق راديو در طبقه سوم بطور خاص امن اين ساختمان متعلق به اين وزارت خانه است . نمايندگان ساير ارگانها نيز از طبقه سوم سفارت استفاده مي كنند. اين سرويس ها از اين ساختمان شش طبقه در منطقه دولتي يكصد هزار ايراني ساكن در آلمان را زير نظر دارند, و به ايذاء  اعضاي نامطلوب اپوزيسيون مي پردازند, وتلاش مي كنند تكنولوژي لازم براي توليد سلاحهاي هسته اي, شيميايي و ميكربي را در آلمان كسب كنند. تنها در بخش آلماني زبان حدود 100 كمپاني ظاهرا تحت نفوذ ايران براي بدست آوردن چنان تكنولوژي هاي پيچيده اي مشغول بكارند. ساير پايگاه هاي عملياتي شامل كنسولگري هاي فرانكفورت, هامبورگ و مسجد امام علي در هامبورگ مي شوند كه گفته مي شود بزرگ ترين مركز مذهبي مسلمانان در خارج از جهان اسلام است».    

‌پس از وقايع تراژيك11سپتامبر و جنگ افغانستان، شورايعالي امنيت ملي در چندين جلسهٌ متوالي، تصميم گرفت با استفاده از شرايط سياسي تلاشهاي خود را در سطح بين‌المللي عليه مجاهدين و مقاومت ايران متمركز كند تا دولتهاي خارجي به‌‌ويژه اتحاديهٌ اروپا و كشورهاي عضو اين اتحاديه را متقاعد سازد به‌سازمان ‌مجاهدين خلق ايران و شوراي ملي مقاومت ايران، برچسب تروريسم وارد كنند و اسامي آنها را در فهرستهاي تروريستي بگنجانند. رژيم آخوندي در‌صدد بود با يك تير دو نشان بزند. از يك سو يك ضربهٌ سياسي به‌مقاومت ايران وارد كند و از سوي ديگر توجهات بين‌المللي را در شرايط بعد از 11سپتامبر از پروندهٌ جنايتهاي تروريستي رژيم منحرف نمايد.

رژيم همزمان با يك تهاجم ديپلماتيك در اين عرصه و تبديل اين خواسته (اخراج يا لااقل محدود كردن مجاهدين) به خواست شماره 1 خودش از كشورهاي مختلف, به يك دور جديد از لجن پراكني عليه مقاومت روي آورد. به عنوان مثال وزارت اطلاعات شماري از مزدوران شناخته شده را به‌تركيه يا امارات يا به‌تهران احضار و آنها را توجيه و موظف به‌تشديد فعاليت عليه مجاهدين نمود. در اين ميان عناصري نظير كريم حقي، محمدرضا حقي (اعزام‌شده از داخل ايران)، شمس حائري و مهدي خوشحال موظف شدند يك سلسله اطلاعات دروغ عليه مجاهدين به پليس و سرويسهاي اطلاعاتي در فرانسه, آلمان, هلند و كشورهاي اسكانديناوي بدهند (اين موضوع در همان زمان در اطلاعيه 2 ارديبهشت 1381 كميسيون  ضدتروريسم شوراي ملي مقاومت افشا گرديد).  (3)

يكي ديگر از اقداماتي كه رژيم آخوندي بعد از 11 سپتامبر براي گسترش جنگ رواني عليه مجاهدين به آن دست زد, افزايش نشريات و مقالات توليد شده عليه مقاومت بود. به همين منظور گروهي از نويسندگان و آناليستهاي خودش را در مؤسسهٌ كيهان تحت‌نظر پاسدار سرتيپ حسين شريعتمداري به‌اين كار اختصاص داد. اين مقالات متعاقبا با امضاي ماموراني نظير كريم حقي, شمس حائري, مهدي خوشحال و محمدرضا اسكندري تحت عنوان اعضاي سابق مجاهدين در نشرياتي كه از قبل با پول و هدايت وزارت اطلاعات تحت عنوان نشريات اعضاي سابق مجاهدين منتشر مي شد, و يا روي سايتهاي پوش وزارت اطلاعات, درج گرديد.

در مقالات اخير, وزارت اطلاعات بخلاف گذشته حتي تلاش نكرده است فرهنگ آنها را با فرهنگ سياسي رايج در خارج كشور منطبق كند تا طرحش لو نرود. در اين مقالات از خميني به‌نام امام خميني و آيت‌الله خميني و از مجاهدين به‌‌نام منافقين و گروه نفاق و از ارتش آزاديبخش به نام ارتش نفاق نام برده‌ مي‌شود, واژه هايي كه به علت دافعه شديد ميان مردم حتي روزنامه هاي جناح خاتمي اغلب از آن احتراز ميكنند و خاص هارترين جناحهاي فاشيسم مذهبي حاكم است.

‌يكي ديگر از اقدامهاي وزارت اطلاعات در اين دوران، ارسال هزاران نامه از داخل ايران براي نمايندگان پارلمان اروپا و مقامهاي كشورهاي مختلف اروپايي، عليه مجاهدين بوده است. اين نامه‌ها كه امضاكنندگان متفاوت اما متون و مفاهيم كاملاً مشابه و حتي در بسياري از موارد دستخطهاي يكساني دارند، مجاهدين را متهم به‌تروريسم و كشتار بيگناهان مي‌كنند و از مخاطبين خود مي‌خواهند مجاهدين را به‌عنوان يك سازمان تروريستي معرفي كنند. خانم سيسيليا مالمستروم، نمايندهٌ پارلمان اروپا از سوئد در مقاله‌يي درروزنامهٌ يوتوبوري پستن، يك نمونه از اين‌قبيل اقدامهاي رژيم آخوندي را بر‌ملا كرد. (4)

 

سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي

هنگامي كه تعدد ارگانهاي دست اندركار تروريسم و صدور بنيادگرايي, باعث ضربه خوردن برخي از عوامل دستگاه تروريستي رژيم در برخي كشورهاي خارجي گرديد, ضرورت تمركز اين ارگانها مطرح شد. در اواخر سال 1374, خامنه اي تمامي ارگانهايي را كه در زمينه صدور بنيادگرايي به خارج فعاليت داشتند و كليه ارگانهايي را كه در «كميته فرهنگي» براي مقابله با مقاومت ايران در خارج كشور فعاليت مي كردند, در يك سازمان واحد به نام «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» ادغام كرد و با صدور فرماني سرپرستي آن را به يك آخوند عراقي الاصل, محمدعلي تسخيري, واگذار كرد. رياست «شوراي عالي سياستگذاري» اين سازمان را خامنه اي به عهده دارد و محل جلسات آن براي تعيين خطوط و تصميم گيريهاي مهم, بيت خامنه اي است.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي داراي 5 معاونت است كه هركدام چند اداره كل دارند. معاونتها عبارتند از انتشارات, ارتباطات, پشتيباني فرهنگي, پژوهشي و معاونت اداري و امور مالي. رايزنهاي فرهنگي رژيم در سفارتهايش در كشورهاي خارجي همگي به معاونت ارتباطات اين سازمان وصل هستند.

اهداف تعريف شده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به سه دسته تقسيم مي شوند:

1.       فعاليت عليه مجاهدين و مقاومت (شامل جذب و استخدام مزدور از ميان عناصر بريده از مقاومت, پيشبرد جنگ رواني, به خدمت گرفتن عناصر ديگر اپوزيسيون عليه مجاهدين)

2.       فعاليت براي جذب ايرانيان و پناهندگان ايراني (شامل بزك كردن چهره رژيم از طريق رسانه هاي فارسي زبان درخارج, تبليغ خط «بازگشت», نفوذ در انجمنها و گروههاي ايراني)

3.       صدور بنيادگرايي به كشورهاي خارجي (شامل جذب و سازماندهي نيروهاي بنيادگرا در كشورهاي اسلامي, نفوذ در جوامع مسلمانان در كشورهاي غربي براي عضوگيري و تحريك, عضوگيري براي جوخه هاي تروريستي از ميان عناصر مسلمان و بويژه شيعه)

در دوران رياست جمهوري خاتمي, سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي بردامنه فعاليتهايش افزوده است. خاتمي سه تن از وزيران كابينه اش را در شوراي عالي سياستگذاري اين ارگان قرار داده و بطور متوسط بودجه اين تشكيلات را سالانه 15 درصد افزايش داده است. در اين تشكيلات, رايزنهاي فرهنگي كه در واقع عناصر مجرب اطلاعاتي مي باشند نقش مهمي در خط صدور ارتجاع بازي مي كنند. اين افراد با شناسايي نيروهاي سياسي و مذهبي در كشوري كه در آن به كار مشغولند, در صدد نزديك شدن به عناصر مورد نظرشان برمي آيند تا آنها را عضوگيري كنند و در نهايت براي آموزشهاي عقيدتي و تروريستي آنها را به ايران اعزام كنند.

جعل خبربه مثابه يك سياست

در بهمن 1377 كميسيون ضدتروريسم شوراي ملي مقاومت كتابي را تحت عنوان «اسناد طرحها و توطئه هاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» انتشار داد كه حاوي اسناد افشانشده و محرمانه از درون اين سازمان بود. مجموعه اي از اين اسناد از سياست و روش جعل خبر در رژيم آخوندي پرده برمي داشت. به عنوان نمونه در پاييز سال 1996, هنگامي كه ورود نيروهاي نظامي رژيم به داخل كردستان عراق توجهات محافل خبري جهان را به خود جلب كرد, شوراي عالي امنيت ملي به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ماموريت داد كه سمت اين خبر را به سوي مجاهدين منحرف كند.

در يك يادداشت دروني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در شهريور 1375 آمده است: «تانسو چيلر نخست وزير تركيه گفت اطلاعاتي وجود دارد كه نيروهاي ايراني وارد كردستان عراق شده اند. همچنين يك منبع كرد عراقي نيز در گفتگو با تلويزيون سي.ان.ان گفت: ”اين مسئله كه نيروهاي ايراني در عراق به سرميبرند ادعا نيست”... «از آنجا كه اين خبرها به حضور نيروهاي ايراني در خاك عراق اشاره مي كنند, خطرناك ارزيابي شده و ضرورت سازماندهي اقدامات براي انحراف اين خط مورد توجه قرار گرفت. پس از برگزاري جلسه طرح و برنامه, طرحي تدوين شد تا با استفاده از اطلاعات موجود, مبني بر حضور نيروهاي ايراني در كردستان, ضمن پذيرش اين كه نيروهاي ايراني در كردستان حضور دارند, به تدريج اين نيروها را «سازمان منافقين» معرفي كنيم. با اين توصيف هم اخبار موجود پذيرفته شده و به عنوان مستندات خبر مورد استفاده قرار ميگيرد و هم بار منفي اين خبرها به سمت منافقين هدايت مي شود و ضربه اي به آنها خواهد بود».

بر اين اساس طي هماهنگي با خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) و با هماهنگي عوامل همكار در اروپا و آمريكا خط خبري در اين زمينه فعال شد كه چند نمونه آن را ملاحظه مي فرماييد:

نمونه شماره يك

خبر تنظيمي 14 شهريور 1375

«منابع وابسته به اتحاديه ميهني كردستان عراق اعلام كردند: سازمان مجاهدين خلق ايران در مناطق و پايگاههاي استراتژيك جاده هملتون و نزديكي شهر سليمانيه استقرار يافته اند. اين منابع اضافه ميكنند: سازمان مجاهدين خلق در سركوب مردم كرد در كنار ارتش عراق نقش فعالي دارند.»

 

نمونه شماره 2

خبر تنظيمي 13 شهريور 1375

«بر اساس آخرين اخبار دريافتي منابع مستقل كرد در شمال عراق, نيروهاي سازمان مجاهدين خلق ايران در كنار نيروهاي حزب دموكرات كردستان كه از حمايت بغداد برخوردارند, هم چنان به حملات خود عليه غيرنظاميان و منازل مسكوني ادامه ميدهند.»

 

نمونه شماره 3

خبر تنظيمي جمعه 16 شهريور 1375

«منابع وابسته به حزب ميهني كردستان عراق گزارش ميدهند نيروهاي حزب دموكرات و واحدهاي ميليشياي سازمان مجاهدين خلق ايران, با حمايت نيروهاي ارتش عراق, در حال پيشروي به سوي كويسنجق ميباشند. بر اساس آخرين خبر واصله, نيروهاي مزبور در 5 كيلومتري منطقه ”دگاله” و 25 كيلومتري كويسنجق مستقر شده اند. راديو حزب دموكرات عراق نيز امروز خبر از درگيريهاي سنگين در اين مناطق دارد.»

 

نمونه شماره 4

خبر تنظيمي جمعه 16 شهريور 1375

«منابع موثق از داخل شهر اربيل گزارش ميدهند, نيروهاي امنيتي, مخابرات, استخبارات, امنيت ملي و سازمان مجاهدين خلق ايران با لباسهاي كردي به جستجوي معارضين عراقي  در داخل شهر مشغولند. آنان پس از دستگيري معارضين آنها را فورا به موصل منتقل ميكنند.»

 

نمونه شماره 5

خبر دريافتي

منافقين در مقابل مرز ايران رژه رفتند

ايلام, خبرگزاري جمهوري اسلامي, 17 شهريور 1375

«راديو نفاق روز شنبه اعلام كرد, عناصر وابسته به گروهك منافقين روز جمعه در يك حركت نمايشي در پايگاههاي مقابل نوار مرز ايران رژه رفتند. اين راديو گفت: رژه منافقين همزمان با سي و دومين سال شكل گيري سازمان مجاهدين خلق (منافقين) صورت گرفت.»

 

نمونه شماره 6

خبر تنظيمي جمعه 17 شهريور 1375

«به دنبال شركت گسترده سازمان مجاهدين خلق ايران در عمليات اخير ارتش عراق بر ضد كردهاي شمال اين كشور, راديو وابسته به اين سازمان روز  شنبه اعلام كرد نيروهاي سازمان به منظور اثبات قدرت و توان رزمي خود در يك مانور نظامي شركت نمودند. اين راديو گفت همزمان با اين مراسم 32 گلوله توپ شليك كرده است. اين سازمان از هواداران خود دعوت نمود با توجه به تحولات اخير از طريق مرزهاي غربي و جنوبي ايران به پايگاههاي سازمان بپيوندند.»

به اين ترتيب رژيم خبر را توليد و سپس در اختيار خبرگزاري رژيم  و يا برخي رسانه هاي خارجي تحت نفوذ رژيم قرار ميدهد. رژيم علاوه بر رسانه هاي رسمي و نيمه رسمي در برخي كشورها افرادي را خريداري كرده كه به كمك آنها در پاره اي روزنامه ها مطالبش را به نقل از خبرنگاران غربي «مي سراند». مسئولان توليد خبر مجعول به ندرت خبري را سراپا ساختگي توليد مي كنند, بلكه موضوعي را كه بطور واقعي اتفاق افتاده مخدوش يا كاملا معكوس جلوه مي دهند. مانند اين كه حضور نيروهاي مسلح رژيم در كردستان عراق را نيروهاي مجاهدين قلمداد كنند. هم زمان با انتشار اخبار جعلي توسط رژيم, باند وزارت اطلاعات در خارج كشور (نظير ناصر خواجه نوري در واشنگتن و مانوك خدابخشيان در لس آنجلس) به رله اين خبرها در رسانه هاي فارسي زبان خارج كشور مي پردازند تا جو بيشتري حول آن ايجاد گردد.

اذيت و آزار خانواده هاي مخالفان

يكي از روشهاي ثابت و رايج وزارت اطلاعات براي اعمال فشار و آزار مخالفان در خارج اعمال فشار بر روي خانواده هايشان در داخل است. در بسياري از موارد وزارت اطلاعات خانواده ها را مجبورمي كند كه با فرزندان خود در خارج تماس گرفته و از آنها بخواهند عليه رژيم فعاليت نكنند و يا از مجاهدين و شورا حمايت نكنند. در موارد متعددي رژيم افراد خانواده را در ايران دستگيرنموده و عملا به گروگان مي گيرد تا فردي كه درخارج از ايران مي باشد را مجبور به موضعگيري عليه مقاومت يا همكاري با رژيم بنمايد.

در يك نمونه ، مقامات وزارت اطلاعات به والدين دكتر عباس ميناچي از اعضاي باسابقه شوراي ملي مقاومت  مراجعه كرده و مدعي شدند كه وي توسط مجاهدين زنداني شده است. پاكس كريستي دربيانيه اي كه به عنوان سند در سوكميسيون منع تبعيض و حمايت از اقليت هاي ملل متحد به ثبت رسيد دراين باره نوشت: «وزارت اطلاعات و يك ديپلمات ايراني در پاريس ضمن تماس با خانواده آقاي عباس ميناچي به آنها گفتند كه پسرشان توسط مجاهدين زنداني شده است. از اين طريق، آنها والدين آقاي ميناچي را وادار كردند كه به پروفسور كاپيتورن، عفو بين الملل و ساير سازمان هاي حقوق بشري نامه نوشته و نگراني خود را ابراز دارند.(5)

نهايتاً  آقاي ميناچي به اروپا آمده وبا پدر خود كه در آمريكا بسر مي برد تماس حاصل كرده و او را از سلامتي و آزادي عمل خود مطمئن ساخت. وي همچنين در ژنو با پروفسور كاپيتورن و در لندن با عفو بين الملل ديدار كرده و از اين ترفند رژيم  پرده برداشت. آقاي ميناچي هم چنين نامه اي خطاب به سازمان هاي حقوق بشري در باره اين توطئه رژيم نوشت. (6)

 سوكميسيون منع تبعيض و حمايت از اقليتهاي ملل متحد در  قطعنامه خود در 16 اوت 1996،  از «اذيت و آزار فزاينده خانواده هاي ايرانيان تبعيدي در جمهوري اسلامي و فشارهاي اعمال شده توسط تروريستهاي  مخفي دولت بر ضد ايرانيان خارج كشور با هدف وادار كردن آنها به همكاري در فعاليت عليه مخالفان در تبعيد» ابراز نگراني عميق كرده است.(7)  در همان سال واشنگتن تايمزدراين باره نوشت : «مأموران وزارت اطلاعات بيش از 3000 ايراني تبعيدي را مورد تهديد قرار داده اند كه اگر شوراي ملي مقاومت ايران را محكوم نكنند، مورد تلافي قرار خواهند گرفت» (8)

گزارش سالانه دستگاههاي امنيتي آلمان و هلند كه در فصلهاي بعدي به آن خواهيم پرداخت نشان ميدهد كه اين فعاليتها همچنان ادامه دارد.

تنها در شش ماه گذشته, وزارت اطلاعات در چهار نوبت مختلف اقدام به جمع كردن اجباري خانواده هاي مجاهدين و بويژه پدران و مادران سالخورده در مقابل سفارت سوييس (دفتر حفاظت منافع آمريكا درتهران) و دفتر سازمان ملل و يا در هتل لاله كه تحت كنترل وزارت اطلاعات است, كرده است. هدف از برگزاري چنين تجمعاتي, تبليغ اين خط است كه مجاهدين در عراق به زور نگه داشته شده اند و بايد به ايران بازگردند.

 در يك نمونه جديد از اين اقدامات,  وزارت اطلاعات بعدازظهر چهارشنبه 25 تيرماه 1381, بر اساس يك طرح از پيش تعيين شده, خانواده هاي شماري از  مجاهدين و رزمندگان ارتش آزاديبخش ملي ايران را اغوا نمود و براي تظاهرات عليه مجاهدين به مقابل دفتر مركزي اين سازمان در بغداد برد.

وزارت اطلاعات كه از چند ماه پيش روي اين طرح كار كرده  و به همين منظور تحت پوش انجمني به نام انجمن نجات اين خانواده ها را با وعده ديدار فرزندانشان چند روز پيش در شهر مرزي مهران جمع نموده است. در آنجا پس از توجيه خانواده ها توسط ماموران وزارت اطلاعات آنها را راهي عراق نموده و در هتلي به نام الدهوي در شهر كاظميه مستقر كردند. در كاظميه عوامل اطلاعات به اين خانواده ها وانمود ميكنند كه مجاهدين اجازه ديدار با فرزندانشان را نميدهند.روز 25 تير, مإموران رژيم پلاكاردهايي به زبان عربي و انگليسي با شعارهايي بر عليه مجاهدين به دست خانواده ها دادند و آنها را به محل دفتر مجاهدين بردند. يك خبرنگار از تلويزيون رژيم آخوندي نيز در تمام مراحل از آنها فيلمبرداري مي كرد.

خانواده ها به مجرد شنيدن توضيحات نمايندگان مجاهدين و بعد از اينكه متوجه شدند اين سازمان از ديدار خانواده ها با فرزندانشان به غايت استقبال ميكند از  سوء استفاده رژيم از احساسات آنها ابراز انزجار كرده و مي گفتند كه همه مردم ايران از آخوندها متنفر و  بي صبرانه خواستار سرنگوني آنها هستند. سازمان مجاهدين خلق همان روز با صدور اطلاعيه اي مجددا آمادگي خود را براي فراهم كردن تسهيلات لازم جهت ديدار اين خانواده ها با فرزندانشان, مورد تاكيد قرار داد و تكرار كرد كه درهاي قرارگاههاي مجاهدين به روي خانواده ها باز است. متعاقبا اين خانواده ها به مدت چند روز در قرارگاه اشرف با اقوام خود ديدار كردند.

 

ادامه دارد

در قسمت دوم خواهید خواند

·         تشكلهاي ظاهرا فرهنگي

·         نفوذ و جاسوسي

·         شهادت ماموران حراست از قانون اساسي

·         قتل كشيشان مسيحي

·         انفجار حرم امام رضا

 

پاورقي ها:

1.                       يوزف گوبلز, وزير تبليغات هيتلر, 1938

2.                       «اسناد طرح ها و توطئه هاي ”سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي” رژيم آخوندي,
         فصل سوم, انتشارات ايران كتاب بهمن 1377

3.                       اطلاعيه كميسيون ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت, 2 ارديبهشت 1381 – بخش ضمائم

4.                       روزنامه يوتوبوريز پستن, 19 ژانويه 2002

5.                       سازمان پاكس كريستي, سند رسمي سازمان ملل, 22 اوت 1996, بخش ضمائم

6.                       عباس ميناچي, نامه به پروفسور موريس كاپيتورن, 14 اوت 1998,  بخش ضمائم

7.                       سوكميسيون منع تبعيض و حمايت از اقليتهاي ملل متحد,  قطعنامه 16 اوت 1996, بخش ضمائم

8.                       دست آشكار ايران درتروريسم, روزنامه واشنگتن تايمز, 14 مارس 1996

 



 
موارد مرتبط
· موارد ديگر: افشاگری
· مطالب فرستاده توسط azadi


بيشترين مطلب خوانده شده از موضوع: افشاگری:
سايت وزارت اطلاعات


امتياز دهيد
ميانگين امتيازات: 4.96
تعداد آرا: 26


امتياز دادن به اين مطلب:

Excellent
Very Good
Good
Regular
Bad



چاپ / ارسال مطلب

 صفحه قابل چاپ  صفحه قابل چاپ

 ارسال اين متن به دوستان!  ارسال اين متن به دوستان!


Neue Seite 4

کلیه حقوق محفوظ است
مسئولیت مقالات به عهده منتشر دهندگان میباشد
تلاش ایران لیبرتی (ايران آزاد) برای رسانیدن اطلاعات هر چه بیشتر به مردم ایران میباشد.
مسلما انتشار مقالات خارجی و اخبار و مطالب که نشریات رژیم درج میکنند تایید محتوای یا جریانها منتشر کننده نیست و فقط برای اطلاع رسانی در این سایت منتشر میشود.


Neue Seite 2



All logos and trademarks in this site are property of their respective
Web site engine's code is Copyright © 2003 by PHP-Nuke. All Rights Reserved. PHP-Nuke is Free Software released under the GNU/GPL license.
Farsi project by farsiNuke.com
مقدار زمان ايجاد صفحه: 0.840 ثانيه