خوش آمديد به IRANE AZAD   www.iranliberty.com

جستجو هر مطلب



همه مطالب

صفحــــــه اصلـــــي 

آرشیـــــو مــــاهـــانه 

بهترين هاي سايت

 آرشیـــو موضوعــات
پیـــــوندهـــــــا








تماس با ما


براي فرستادن ايميل كليك كنيد!

azadi_azadi_azadi


موضوع اتفاقی

نامه ها و ایمیلها
[ نامه ها و ایمیلها ]

·آقای اوباما تبریک ، فقط پا جای پای
·نامه سرگشاده به دبیرکل سازمان ملل!
·پیام جامعه ايرانيان شمال کاليفرنيا
·پیروزی دوباره خلق
·در پی فراخوان مسئول اول سازمان
·برای همه شیرزنان ودلیر مردان
·نامه به بلر
·اعترافات تلویزیونی ، سنتی که هنوز پا برجاست
·نامه هنرمندان و روشنفکران ايراني به بوش

مقالات

 

آیا تنهاترین راه شورای امنیت است،
جست وخیزهای مضحک مزدوراجاره ای
تأملی بر سیاست مماشات
«شهبانو»ي عمامه‌دار از ايران مي‌آيد!
دردهای مشترک مردم و هنرمندان
سیمای غرورآفرین مردم ایران
اولین شکوفه های بهاری سیاست مماشات
آقای کریمی و برداشتی که از فرهنگ داشت
غزل و مقاله ای نوروزی از پیرایه یغمایی

افسانۀ ُ فیلم سینمائی 300 واقعیّت دردناک امرو
زبان زرگری سیاسی را چگونه بیاموزیم!
شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا 3
آرزوهای برباد رفته !
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع
آقایان وخانمهای اتحادیه اروپا اینجا
آنان که درمورد زندان مینویـــسند ... ... ...
درگذشت پوران بازرگان – نقبی به خاطرات
اتحادیه اروپا و مـــــردم ایـــــران
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 4
انقلابیون سابق و چخ بختیارهای لاحق
داده فـتـوي بـه خـون اهل زمـين
همًه با هم برای حفظ نظام ضدانسانی
سوالاتي بي ربط ،بي جا و بي موقع 3
می خواهی دهانت را حسابی گشاد کنی ؟
گفتگوی آبراها میان با بی بی سی
اگراطلس کًنی ترمه بپوشی ،
تأملی بر گفتمان ثبات سازی در رژیم
سـوالاتي بي ربط ، بي جا وبي موقع 2
بقای رژیم آخوندهای بنیادگرا
اعدام واژه‌هاي بيگانه
سرنوشت سعید امامی در انتظار احمدی نژاد
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
سوالي بي ربط، بي جا و بي موقع
  
 دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
 خائن از دشمن بدتر است
در باره ی کج گذاری نخستین خشت
دزد ناشی به کاهدان می زند
 شاه، شاه! و خميني، خميني است!
 ژنو سنگر رویارویی با آخوند های ددمنش
 آغاز پایان رژیم 3
 این دیگه چه خوابی بود ؟
نکاح آسمانی و بیخوابی تاریخی
آغاز پایان رژیم ایران
آغاز پایان رژیم ایران 1
 معمّایِ میلانی در مناسبات آمریکا و آخوندها
 کیست که باید توبه کند؟
 ما از شما نه پول میخواهیم نه سلاح

 جــهـان بر ســر دو راهــی3
 مروارید 16
 رابطه دختر هشترودی با پسر نوح
 در حلقه محبت هابيليان
 نکته ای در باب نمود وماهیت
 تعارض حقوقی میان شعار و عمل
مروارید 15
نه این و نه آن !؟
 بوسه بر نطع خونين زنده خواران ولايت
گزارش نتيجه عمليات
درجواب نامه ای منسوب به الهه

 اندر احوالات یک معرکه گیر مونث
 

 چرا خائنـين از جلادان منفــــورتـــرند؟
 مــذاکـره
 در حاشيه ديدار فريبا هشترودي با مأموران
 مروارید 13
 و بدینسان است که کسی میمرد


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا


ادامه


شبکه لابی رژیم ایران در آمریکا

· شبکه لابی رژیم ایران
و جنبش
ضد جنگ

· شبکه لابی رژیم ایران
و پروژه هسته ای

· شبکه لابی رژیم
و شورای روابط خارجی

· شبکه لابی رژیم
و اردوگاه جهانی ارتجاع

شبکه لابی رژیم ایران و جنبش 2


نوشته و كتابهاي معصومي

 

 

  عبدالعلي معصومي
  محقق و تاريخ شناس

 نوروز, جشن ماندگار
 باده حافظ ـ سجّادة شيخ
 از مشروطه تا مصدّق (چهار خيزش ملّي)
 زنــــــدگيــنــــامة دكتـر شريعتي
 ديدبانان «حقوق بشر», از كارتر تا گري سيك
اعدام واژه‌هاي بيگانه
دكتر ساعدي پرچمدار مبارزة فرهنگي
دشمني با فرهنگ ملّي و روشنفكري ايران
به ياد صادق هدايت 
جمهوري گيلان*

کتاب رویاروئی خمینی و مجاهدین
· تحميلكنندگانِ واقعيِ «جنگ تحميلي»


 
مقالات خيـانـت و تاثيــر آن در تاريــخ
نوشته شده توسطazadi در دوشنبه، 19 آبان، 1382
ارسال شده توسط: azadi

 

منصور قدرخواه

خيـانـت و تاثيــر آن در تاريــخ

 

ساليان سال است که هر ايرانی درد مند و آزاديخواهی در خارجاز کشور بدليل شرايطی که در وطنمان حاکم است احساس افسردگی , غم و اندوه فراوان را با خود را به يدک ميکشد. وقتی نفسها در سينه تنگ ميشوند و دردهای بی کران ملموس ميگردند هزاران لعنت به عاملان اين بدبختی يعنی آخوندها و همراهانشان فرستاده می شود. لعنتی که در آن يک «چــــرای بــــزرگ» نهفته است ؟ 
بسياری از شخصيتها و سرمايه های معنوی وطنمان از شدت غم و اندوه هموطنانشان دچار بيماريهای مختلفی شده و جان سپرده اند. در اين ميان ميتوان از نويسنده و متفکر تاريخمان شادروان غلامحسين ساعدی به عنوان يک نمونه بزرگ ياد برد. ساعدی همانطور که از دشمنان مردم متنفر بود از خائنينئ که در لباس پناهندگی در خدمت اهداف رژيم در خارج از کشور به زندگی زالووار ادامه ميدهند بيزار بود و آنان را باعث بقا اين رژيم ميدانست.

 

مبارزه و خيانت

 

موضوعات مبارزه و خيانت در تمامی جنبش ها و انقلابات تاريخ ابعاد مثبت و منفئ خود را نشان داده است و بسياری مورخان تاريخ ، نويسندگان آثار کلاسيک نمايشنامه نامه نويسان بزرگ و فيلمسازان متعهد را به خود مشغول داشته است. در مورد اين دو مقوله رفتاری و متضاد ميتوان هزاران صفحه نوشت که در حوصله اين مقاله نميگنجد. اما مسلم است که  انگيزه مبارزه انقلابی از دوست داشتن و تعهد انسانها به همنوعانشان که مورد ظلم و ستم قرار گرفته و بی دفاع هستند برميخيزد و دفاع از حق و حقوق آنها در مقابل زور و ستم است که جانمايه و هستی مبارز و انقلابيگری ميباشد. هر چند اين مبارزه سخترشود ميزان عشق به محرومان است که انسان مبارز را ثابت قدمتر  وفادار تر به آرمان خود ميکند. سرنوشت همه انقلابيونی که زير شکنجه جان باخته اند , به چوبه های دار آويخته و يا تيرباران شده اند  و يا سالهای سال در سياه چالها بسر برده اند گواه تاريخی استقامت و استواری و عشق ياد شده انقلابيست... 



آتش است اين بانگ نای و نيست باد                  هرکه اين آتش ندارد نيست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد                        جوشش عشق است  کاندر می فتاد

نی حريف هر که از ياری بريد                            پرده هايش پرده های ما دريد

درست و کاملا در جهت معکوس انگيزه مبارزه , خيانت از خود خواهی شروع ميگردد و با خود بينی و خود پرستی جهت و سمت وسو تحرک خائن را تغيير ميدهد. بارها صورت گرفته که کسی وارد صحنه مبارزه شده و در اثر دشواریهای ممکن به جبهه دشمن پیوسته است. بدین ترتیب خائن منطق اش از نظر الگو رفتاری سازش کامل با دشمن و منطق او هماهنگ میشود.
خائنين در تاريخ هميشه حتی از جلادان منفورتر بوده اند چرا که آنها رفِيق و همپيمانشان را به دشمن تحويل ميدهند. ننگ و فضيحت تاريخی خيانت پاک شدنی نيست. اما در
مقابل آن افتخار مبارزه و عشق مردم به مبارزين و مجاهدين راه آزادی و شرف خلق بی نهايت است و ابدی.

 

باده از ما مست شد نی ما از او                        قالب از ما هست شد نی ما از او

 

خيانت عامل دوام دشمن

 

ذهن هر ايرانی در اين سالهای طولانی هميشه دنبال آن «چــــــــرای بـــــــــزرگ» بوده است.
آخر چطور شد که اين آخوندها بی سواد و دشمنان علم وفرهنگ و آزادی که کوچکترين توانی برای حل و فصل مشگلات ندارند و
فقط از بحرانی به بحرانی خود را به جلو ميبرند و اصلا از نظر تاريخی فاقد هرگونه مشروعيت و توان زيستی و منطبق شدن با تحولات سريع دنيای امروز هستند  توانستند نزديک به يک ربع قرن در کشورمان حاکم شوند؟
آخر چطور شد که جامعه ايی که يک انقلاب بر عليه ظلم و ستم کرده بود و رژيمی را بخاطر زور گويی ، ظلم و فساد و رشوه خواری از بين ببرده بود ، از پس اين آخوندهای دزد و زورگو بر نيايد؟
دليل طولانی شدن عمر اين رژيم که هر روز و هر ساعت و هر دقيقه اش مفهومی به غير از تجاوز به انسان و هويت انساني نيست چيست؟ و چه عواملی باعث بقاء اين دشمنترين دشمنان مردم ايران گرديد؟

 

هوشیاری عمومی عامل پایان مصیبتهاست

 

روز به روز مردم کشورمان چه در داخل و چه در خارج کشور به خوبی به جواب اين چرا ميرسند. آنها بخوبی واقف هستندکه اگر بخواهند سرزمينشان را از چنگال بد سيرت آخوندهای جانی نجات دهند و آينده ايی روشن داشته باشند بايستی به موضوع خائنين که يکی از عوامل عمده طولانی شدن عمر اين رژيم است بپردازند و نگذارند که اين خائنین خاک در چشمانشان بپاشند. 

کارنامه آخوندهای وطنفروش که بزرگترين ابعاد خرابی ، کشتار و سرکوب ، جنگ افروزی ، صدور بحران و  تروريزم جلوی چشم مردم ايران قرار دارد. همه مردم اينک ميدانند که اين رژيم از طرفی از نظر سياسی به سرکوب و کشتار بسيار گسترده نيروهای انقلابی ، مبارز و مردمی دست زده و  با بکار گيری نيروها و افراد خائن به تئوريزه کردن اين قتل عامها پرداخت و همزمان بخاطر انحراف افکار عمومی از سرکوبها، اعدامها و شکنجه ها با بحران سازی مانند گروگانگيری و جنگ افروزی خانمانسوز مسئله حقوق سياسی افراد و سازمانهای را پايمال کرد. جالب اينجاست که بعد از آن نه تنها به خائنين رحمی نکرد بلکه يکی بعد از ديگری آنها را هم سرکوب نمود.  از نظر اجتماعی هم با گسترش اعتياد و فساد اخلاقی ناشی از آن سعی در به سکون واداشتن و جماد جامعه کرد تا با مطالبات و احقاق حقوق مردم ايران مقابله کند.

هرگاه رژیم در استیصال و ییچارگی قرار میگیرد خيانتکاران شناخته شده و بريده مزدوران را وارد صحنه میکند و از طریق آنتنهای و سايتهاي معلوم الحال وطیفه خود را در نجات رژیم و تهمت زدن به نیروهای مردمی و مخصوصا مجاهدین و شورای ملی مقاومت بازی میکنند.
این رفتار خائنانه در ایرانیان آگاه تمام خاطرات و رفتار خائنين با تاثيرات بسيار دردناکش برای مردم ستمديده دوباره زنده میکند و احساس تنفر را در دل هر ايرانی آگاه برمیانگیزد.
سئوالی در ميان بخش بزرگی از ايرانيان آزاديخواه مقيم خارج از کشور وجود دارد که آيا بايد جواب اين روباه ها ، کفتارها و لاشخوران سياسی که نتيجه کارشان دوام حاکميت آخوندی تا اينجا بوده را بدهيم؟

بسياری معتقدند که جواب اين دشمنان خلق را مردم و فرزندان برومندش در ارتش آزاديبخش در ايران در خيابانها و در روياروئی با پاسداران و آخوندها که رفقای اين خائنين هستند خواهند داد. بسياری از ايرانيان معتقدند که حالا که ما جواب اينهمه فشار .. با آن طول و عرضهايش را در بسياري از اکسیونها از جمله مراسم شگفت انگیز و پر شکوه دورتموند داده ایم و رژيم و استعمارگران را رسوا کرده ايم که اينها جايی ندارند. در اين سالها مگر تجربه نکرده ايم که هر بار رژيم از مقاومت و هوادارانش شکست ميخورد اينها به فرمان وزارت اطلاعات به صحنه می آيند و با دروغها و برچسپها به مجاهدين و مسئول شورا و ... سعی در جبران شکستها رژيم دارند. مگر همينها نبودند که با بزرگترين برگ برنده رژيم يعنی گستردن جو پاسيو وغير فعال مبارزاتی بر عليه رژيم در خارج کشور بازی ميکردند.
وقاهت بی حد و حصر در اين است که اين مزدوران همزمان با همکاری با همين رژيم ادعای مبارزه هم با آن را دارند. مزدورانی که صد ها بار به فارسی و بزبانهای خارجی گفته و نوشته اند که البته رژيم جنايتکار آخوندی با آن کارنامه ننگين با صد و بيست هزار قتل و اعدام سياسی بهتر است از مجاهدين است و شورا.
مجاهدينی که حتی يک اعدام هم نکرده اند و تا کنون هيچکس حتي يک مورد نقض حقوق بشر توسط آنها را ثابت نکرده است.

 

کجاست آن ادعا ها که مجاهدین در عراق زندان داشتند؟ و ...

 

دوست مبارزم آقای حسین پویا در مقاله بسیار گویای خود دوکلمه حرف جدی با روشنفکران عزیز؛ براستی روی این نکته دست گذاشت که :

« آیا آنچه که نوریزاده می گوید و در کیهان لندن مینویسد توهین به شعور روشنفکر ایرانی نیست. هم او بود که مدتی قبل از حمله امریکا و انگلیس به عراق نوشت که مجاهدین حفاظت از چاههای نفت کرکوک را به عهده گرفته اند ، که مجاهدین حفاظت کاخهای صدام را به عهده گرفته اند، که صدام حسین سلاح های کشتار جمعی اش را در قرارگاههای مجاهدین پنهان کرده، که مجاهدین حفاظت از شهرهای فلان و فلان و ساختمان های فلان را به عهده گرفته اند. پس چطور شد که  وقتی آمریکاییها به همان محلها حمله کردند و کوبیدند و گرفتند،  نه مجاهدی کشته شد و نه مجاهدی دستگیر شد و نه اصلا مجاهدی دیده شد. سلاحهای کشتار جمعی چرا در قرارگاههای مجاهدین پیدا نشدند؟ صدها  مجاهد مخالف رهبری و نظام سازمانی فعلی که به دستور رجوی به زندان ابوغریب و شکنجه گران عراقی تحویل داده شده بودند چه شدند و کجا رفتند؟ چرا بعد از بازشدن درهای زندان ابوغریب خودشان را به نیروهای امریکایی معرفی نکرده و با خبرنگاران مصاحبه نکردند و از بلاهایی که برسرشان آورده اند نگفتند؟ و ده ها ادعا و طرفند تبلیغاتی رژیم که از زبان این مزدور یا آن یکی در کیهان لندن و رادیوهای ایرانی و غیره پخش شده و بعدا دروغ بودنشان معلوم شده.»

 

ابعاد بی شعور و حماقت

 

امّا خيانتکاران صادراتی و به ميدان وارد شده که در مورد آنها افشاگريهای بسيار گويائی از طرف سازمان مجاهدين به عمل آمده است برگها بسيار رسوا و بازنده ايی هستند که بيش از همه چيز ابعاد حماقت و بی شعوری خودشان را نمايان ميکنند.

در حاليکه رژيم به اعتراف باندهای مختلفش به بن بست مرگبار رسيده و بخصوص بعد از طرح رفرندوم توسط خانم مریم رجوی رئیس جمهور بر گزیده مقاومت خطر سرنگونی موضوع اصلی بحثهای درونی و بيرونی رژيم است و همه میدانند که چه جريانی است که خواب را از چشمان آخوندها ربوده , تعدادی مزدور تربيت شده در وزارت اطلاعات به سایتهای اینترنتی وزارت اطلاعات فرستاده شده اند تا به افشای (؟!) مجاهدين و شورای ملی مقاومت و اعضای آن بپردازند.
آخر کدام را بايد مردم باور کنند مدالها و مراتب سازمانی يا همراهی منسجم و تنظيم شده با دشمنان شناخته شده مردم را؟ مراتب سازمانی که حتی اگر واقعيت داشت
تا زمانی ميتوانست اعتبار داشته باشد که هدف مبارزه و تعيين دشمن اصلی وعامل بدبختی های مردم ايران تغيير نکرده باشد.
کجا ميتوان ذره ايی اعتبار داشت وقتی در جهت دشمن و با دشمنان شناخته شده همکاری کرد؟

 بايد از اين عناصر پرسيد اگر دشمن مردم مجاهدين هستند که پس آخوندها لابد مدافع مردم هستند.
آيا مفهوم مبارزه اين نيست که کسي
دشمن اصلی را رها نکند و عمده انرژی و فعاليت خود را به کوتاه کردن عمر او که عامل بدبختيهای مردم کند. براستی اگر مجاهدين اينگونه هستند که شما ميگوييد , پس چرا شما همگی زنده هستيد؟ شما يی که در نامه هايتان اعتراف کرده ايد که « ديگر توان مبارزه نداريد » و «چيزی ازتان باقی نمانده» ناگهان در خارج از کشور مبارزشده ايد آنهم نه بر عليه عامل بدبختی های مردم ايران بلکه بر عليه تنها راه نجات ممکن. آيا اين بهترين گواهی مزدوری شَما نيست؟

سالیان پیش رفسنجانی دزد و غارتگر بعد از شنیدن گزارش شدت انزجار مردم در خارج کشور گفته بود در داخل کنترل دست ماست و صدای هر مخالفی را خفه خواهیم کرد در خارج هم مهم نیست که مردم از ما متنفر باشند ، مهم آنست که به تنها آلترناتیو ما اعتماد نکنند و ما باید هر تلاشی را انجام دهیم تا آنها بد نام شوند.
آنچه که تاریخ نشان داد اینست که وزارت اطلاعات در این استراتژی تعدادی بصورت مستقیم و تعدادی را بطور غیر مستقیم به این هدف شوم بدنبال خود کشانید.  

برای اطلاع بیشتر میتوانید به نامه ها و اسناد نوشته شده توسط جمشید تفرشی طرحها وتوطئه های وزارت اطلاعات مراجعه کنید.

 

حال اینان که از همین تاکتیک شناخته و رسوا شده یکی هم به رژیم میزنند و حتی از اسناد و مدارک منتشر شده همین مجاهدین و همین مقاومت سوء استفاده کنیم تا ژست اپوزیسیون بگیرند تا شاید مردم توجهی بهشان داشته باشند و همچو سالهای گذشته اراجیفشان  به مثابه خاکپاشی مجدد در چشم مردم باشد در حماقتی وصف ناشدنی بسر میبرند. مگر مردم نميدانند که همه لاجوردی ها , صياد شيرازی ها , علی ربيعی ها , عبدِی ها , تا سعيد امامی ها با هر ضربه شلاق يک چيز را ميخواستند از زندانئ بيرون بکشند و آن همان حرفهائيست که شما ميزنيد.

من بدليل عضويتم در شورای ملی مقاومت امکان اينرا داشته ام که در زمان برگزاری نشستها و جلسات شورا در منطقه با تشکيلات مجاهدين و ارتش آزاديبخش آشنا شوم و ميخواهم گواهی دهم که بالا ترين حد روابط انسانی , پاکباختگی , دوستی و رفاقت را در ميان مجاهدين و رزمندگان ارتش آزاديبخش ديده ام.
به خاطر دارم که ما وقتی با رزمندگان حرف ميزديم
موج صداقت و عشق ايمان در آنها موج ميزد و آنها در عين اينکه در يک ارتش با ديسپلين بسر مِيبردند احساس بسيار راحتی داشتند.
بياد ميآورم که وقتی با دختر جوانی که دوران کودکيش را در اروپا بسر برده بود و چند ماهی بود که وارد ارتش آزاديبخش شده بود حرف میزديم او برای بما ميگفت که خيلی خوشحال است که ايِن تصميم را گرفته است و به ارتش آزاديبخش پيوسته است با وجود سختي مبارزه نميتواند خوشبخت تر از اين باشد که هست. من از او دليلش را جويا شدم و گفتم با وجود اينهمه محدوديت , گرما و کمبود های مختلف خطرات و تهديدها و اِينکه تو آنهمه امکانات در اروپا با آنهمه آزاديها مختلف داشتی چگونه است که اينطور احساس خوشبختی ميکنی؟ او گفت که تعريف کردن آن خيلی مشگل است , مثل اينکه من برای جنينی در شکم مادرش تعرِيف زندگی کردن را بکنم. من با هيچ کس و هيچ سر نوشتي حاضر به عوض کردن نيستم , حتی اگر عمرم همين امروز يا فردا پايان يِابد.

 

هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق                      ثبت است بر جريده عالم دوام ما

براستی کسانيکه مجاهدين و روابطشان را از نزديک ديده اند و با تواضع , فروتنی و آزادگی آنها آشنا گرديده اند وقتی نوشته های اين مزدوران را ميخوانند بدرستی به ابعاد مزدوری اين عناصر خائن پی ميبرند.

مسلما همه ي خائنين به مردم بايد فردا جوابگو  باشند. وقتی مردم بپا خواسته صاحب سرنوشت خويش شدند. دوران حيله گری و فريبکاری اين شغالان و لاشه خوران که با حمايت آخوندی و نيروهای استعماری حيات ننگين خود را ادامه داده اند بپايان خواهد رسيد. در آنزمان هر کجا که در اين دنيا باشند توسط مردم از سوراخها بيرون کشيده خواهند شد و در دادگاه با استاندارهای شناخته شده و معتبر بين المللی محاکمه خواهند شد.

به اميد آنروز که دور نیست

مرگ بر استبداد – زنده باد آزادی



 
موارد مرتبط
· موارد ديگر: مقالات
· مطالب فرستاده توسط azadi


بيشترين مطلب خوانده شده از موضوع: مقالات:
خيـانـت و تاثيــر آن در تاريــخ


امتياز دهيد
ميانگين امتيازات: 4.81
تعداد آرا: 231


امتياز دادن به اين مطلب:

Excellent
Very Good
Good
Regular
Bad



چاپ / ارسال مطلب

 صفحه قابل چاپ  صفحه قابل چاپ

 ارسال اين متن به دوستان!  ارسال اين متن به دوستان!


Neue Seite 4

کلیه حقوق محفوظ است
مسئولیت مقالات به عهده منتشر دهندگان میباشد
تلاش ایران لیبرتی (ايران آزاد) برای رسانیدن اطلاعات هر چه بیشتر به مردم ایران میباشد.
مسلما انتشار مقالات خارجی و اخبار و مطالب که نشریات رژیم درج میکنند تایید محتوای یا جریانها منتشر کننده نیست و فقط برای اطلاع رسانی در این سایت منتشر میشود.


Neue Seite 2



All logos and trademarks in this site are property of their respective
Web site engine's code is Copyright © 2003 by PHP-Nuke. All Rights Reserved. PHP-Nuke is Free Software released under the GNU/GPL license.
Farsi project by farsiNuke.com
مقدار زمان ايجاد صفحه: 1.509 ثانيه